تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ
، يكى هم آيهء چهل و هشتم از سورهء روم است كه مىفرمايد :
اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَيَبْسُطُهُ فِي السَّماءِ كَيْفَ يَشاءُ وَ يَجْعَلُهُ كِسَفاً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ .
حال من هر دو آيه را يك ترجمهء ظاهرى مىكنم .

« ريح » و « رياح »

آيهء سورهء روم مىگويد : خداست ، ذات حق است آن كه بادها را مىفرستد . اولًا يكى از نكاتى كه گفته‌اند اين است كه قرآن در بعضى موارد تعبير مىكند به « ريح » ( باد ) و در بعضى موارد تعبير مىكند به « رياح » ( بادها ) . به حسب استقصايى كه كرده‌اند هرجا كه اين كلمه ، مفرد آمده است آنجا بادهايى ذكر شده كه آن بادها منشأ خرابى و هلاكت و عذاب بوده است ، مثل
« أَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ »
« 1 » و هرجا كه قرآن باد را به عنوان يك مبشّر رحمت بيان كرده است ، به صورت جمع ذكر كرده : « رياح » ( بادها ) ، و علمِ امروز ثابت كرده است كه بادهايى كه منشأ بارانها مىشوند « يك جبهه » نيست ، جبهه‌هاى مختلفى است كه به شكل خاصى دست به دست يكديگر مىدهند و فقط در آن وقت است [ كه منشأ باران مىشوند . ] و عجيب‌تر اين است كه اين نكته‌اى كه از خود قرآن استفاده مىشود ، در حديث تصريح شده است . در يكى از دعاها وارد شده است كه : اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لَنا رِياحاً وَ لا تَجْعَلْهُ لَنا ريحاً « 2 » خدايا باد را براى ما « رياح » قرار بده نه « ريح » ؛ يعنى وقتى كه مىوزد ، به آن شكلش باشد چون تنها به آن شكلْ رحمت است . و حتى از ائمّه سؤال كرده‌اند كه مگر چه فرق است ميان « ريح » و « رياح » ؟ عين همين جواب را داده‌اند ، گفته‌اند كه هروقت باد « يك‌جبهه‌اى » باشد عذاب است و هروقت « چند جناحى » باشد رحمت است . و باز در حديث ديگرى اميرالمؤمنين على عليه السلام باد را تشبيه كرده است به يك پرنده‌اى كه داراى سرى و جناحهايى است . عين اين تعبير را علماى فرنگى امروز [ به كار برده‌اند و ] حدود پنجاه سال بيشتر از عمرش نمىگذرد ، ثابت كرده‌اند كه گاهى حركت باد به اين شكل است كه اگر كسى جناحهاى مختلف و وضع حركت آن را ببيند خيال مىكند يك پرندهء عظيمى روى دنيا را گرفته است .
هامش
( 1 ) . ذاريات / 41 . ( 2 ) . جامع الصغير ، ج 2 / ص 111 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 535 | مرتضى مطهرى