تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
را برايتان توضيح مىدهم .

رسالت دين

دين يك رسالتى دارد كه اين رسالت از غير دين ساخته نيست ؛ يعنى از عقل و علم و فكر بشر اين رسالت ساخته نيست و اگر در حدود علم و عقل بشر مىبود به همان عقل و علم بشر واگذار مىشد و ديگر ، پيغمبران مبعوث نمىشدند . اسلام براى عقل بشر فوق‌العاده ارزش قائل است ، براى تفكر فوق‌العاده ارزش قائل است ، براى علم و مطالعه و آزمايش و مشاهدهء موجودات و - به تعبير خود قرآن - براى سير در آيات آفاق و انفسْ فوق‌العاده ارزش قائل است ، ولى اينچنين نيست كه عقل و فكر و استدلال و علم و مشاهده و آزمايش ، هر اندازه ترقى كند ، بتواند آن نشانه‌هايى را كه دين از انسان يا از جهان داده است ارائه كند . اين ديگر فقط رسالت دين است ، و آن مقدار كه شما مىبينيد علم و عقل بشر حقايقى را كه دين بيان كرده است تأييد مىكند ( به قول ويليام جيمز ) بعد از راهنمايى دين بوده ، يعنى بعد از آن بوده كه دين حقايقى را ارائه داده ، علم دومرتبه رفته است ببيند قضيه از چه قرار است و نشانه‌هايى هم بر صدق و تأييدش پيدا كرده است .

جهانى كه دين ارائه مىدهد

يكى از آن رسالتها همين مطلب است كه دين - به تعبير امروزيها - جهان‌بينى ما را تغيير مىدهد ، يعنى بينش ما را دربارهء جهان تغيير مىدهد . جهانى كه ما با حس خودمان آن را احساس مىكنيم و با عقل خودمان آن را درك مىكنيم يك جور جهان است ؛ جهانى كه نور وحى به ما ارائه مىدهد همين جهان است اما با يك تار و پود خيلى بيشترى . وحى به ما اين جور مىگويد :
سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
تمام ذرات هستى زبانشان به تسبيح خدا گوياست ولى شما نمىفهميد « 1 » . بعد در مورد خود انسان ( و اين مهم است ) شناخت عميقى ارائه مىدهد . ما براى خودمان چشم سراغ داريم ، گوش سراغ داريم ، لامسه سراغ داريم ، شامّه سراغ داريم ، ذائقه
هامش
( 1 ) . [ ظاهراً نظر استاد به اين آيه نيز بوده است : وَ انْ مِنْ شَىْءٍ الّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لاتَفْقَهون‌َتَسْبيحَهُمْ : اسراء / 44 . ]