تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
اين طور داد . تا به من گفتند ، با اين كه من خودم بهتر از ديگران مىفهمم كه او درست گفته اما حاضر نيستم خودم را بشكنم و بگويم : ببخشيد ، من اشتباه كردم ، ايشان درست فرمودند ، بلكه شروع مىكنم به توجيه و تأويل كردن و مىخواهم به هر نحوى شده حرف او را خراب كنم و حرف خودم را به كرسى بنشانم . اين هم خودش درجه‌اى از عناد است . در اين صورت نمىتواند نماز من نماز درستى باشد در حالى كه من اينقدر خودخواه و معاندم كه حاضر نيستم نسبت به اين كه مسأله‌اى را ديگرى بهتر از من جواب داده تسليم باشم و [ به اشتباه خود ] اعتراف كنم . حسادت هم همين طور است . پيغمبر اكرم فرمود : انَّ الْحَسَدَ لَيَأْكُلُ الْحَسَناتِ كَما تَأْكُلُ النّارُ الْحَطَبَ « 1 » حسد ، حسنات انسان را مىخورد آنچنان كه آتش هيزم را ؛ يعنى انسان حسناتى انجام مىدهد و در ديوان اعمالش حسنات زيادى هست ، بعد مرتكب يك حسادت مىشود ، تمام آنها محو و نابود مىشود . در حديثى پيغمبر اكرم در مورد بعضى از اعمال و اذكار فرمود : هركس اين عمل را مرتكب بشود يا اين ذكر را بگويد ، خداوند متعال براى او درختى در بهشت غرس مىكند . يكى از حاضرين عرض كرد : يا رسولَ اللَّه ! پس ما در بهشت خيلى درخت داريم . فرمود : بلى ، اگر آتشى از اينجا نفرستيد و آنها را آتش نزنيد .

جزاى عمل كافر

پس اگر كافر ايمان به خدا نداشته باشد و به قيامتى معتقد نباشد و كارى را براى عالم بالا انجام ندهد عملش بالا نمىرود ، و اگر [ اهل كتاب بود و ] كارى را براى عالم بالا انجام داد ولى كفر عنادى و كفر جحودى داشت ، خود اين كفر جحودى عملش را بعد از اين كه مأجور بوده از بين مىبرد ، همين طور كه اعمال ما را مثلًا حسادت از بين مىبرد . اعمال خيرى كه [ چنين كافرى ] مرتكب مىشود اگر به قصد خدا نباشد و قصد قربت [ در كار ] نباشد توخالى و پوچ و سراب است ؛ خيال مىكند كارى كرده ولى وقتى كه چشم به آن جهان باز كرد مىبيند تمام اين اعمالى كه او آنها را خير و مفيد به حال خودش خيال مىكرد ، بىروح و بىمعنى و مرده است ، اينها همه سراب‌اند و او خيال مىكرده آب است . ديگر واى به حال انسانى كه كافر باشد ،
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، كتاب الايمان و الكفر ، باب الحسد ، حديث 2 .