قراردادى باشد . ماهيت و واقعيت اعمالى كه انسان مرتكب مىشود ، به درجهء اخلاص انسان ، نيّت انسان و پاكى روح انسان بستگى دارد . يك وقت هست كه عمل به سوى خدا بالا مىرود ( الَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصّالِحُ يَرْفَعُهُ ) « 1 » و يك وقت هست كه عمل انسان بالا نمىرود بلكه پايين مىرود ( . . . انَّ كِتابَ الْفُجّارِ لَفى سِجّينٍ ) « 2 » .
در روايت هست يك نماز ما مىخوانيم ؛ يك وقت هست كه اين نماز ما يك تجسم نورانى پيدا مىكند ، بالا مىرود و پردههاى هفتگانه ( هفت حجاب ) را پاره مىكند . يك وقت هم هست كه نماز ما به صورتى است كه - در حديث است - ملائكهاى كه مأمور بالا بردن هستند ، وقتى كه آن را به يك مقام بالاتر عرضه مىكنند ، آن مقام بالاتر مىگويد : لَفّوهُ فى خِرْقَةٍ اين را در يك پارچهاى بپيچيد و بكوبيد به سر خوانندهاش . خيلى نمازها هست كه به جاى اين كه بالا برود پايين مىرود « 3 » . در روايت است كه انسان گاهى يك عمل خير را به قصد قربت انجام مىدهد ، مثلًا به قصد قربت و واقعاً « قربةً الى اللَّه » از يك نفر دستگيرى مىكند . اين عمل او مىشود يك عمل نورانى و در مقامات بالا جاى مىگيرد . ولى بعد شيطان وسوسه مىكند ، با اين كه در حين عمل قصد ريا نداشته و ريا هم نكرده و عملش پاك بوده اما رياى بعد از عمل مىكند . در مجلسى مىنشيند ، يك خيال در ذهن اوست . اين خيال مثل يك گربهاى كه او را در يك جوال كرده باشند و مىخواهد بيرون بيايد ، مىخواهد زود خودش را بيرون بيندازد و به مردم بگويد كه « بله ، اطلاع پيدا كرديم فلان كس گرفتار است ، ما هم به نوبهء خودمان كمك كرديم . »
دستور مىرسد يك درجه عمل او را پايين بياوريد . [ اين كار تكرار مىشود . ] دفعهء سوم دستور مىرسد كه آن عمل را از بالا برداريد و بگذاريد در سجّين ، در جهنم ، يعنى عملى مىشود در رديف شرابخوارى . همان عملى كه در ابتدا بالا رفت ، مىگويند آن را پايين بياوريد .
پس اعمال انسان يك نظام واقعى دارد . براى اين كه عمل انسان بالا رود بايد
هامش
( 1 ) . فاطر / 10 .
( 2 ) . مطففين / 7 .
( 3 ) . ما كه از عالم غيب خبر نداريم ، ولى عالم غيب از اين عالم شهادت ما خيلى وسيعتر و فسيحتر ومنظمتر و حسابهايش دقيقتر است .