- در آفريقا ، آمريكا ، اروپا ، مشرقزمين و خيلى از نقاط ديگر - كه بسا هست مردم نام اسلام را نشنيدهاند و بسا هست در بعضى مناطق كه سياستهاى بالخصوصى حكومت مىكند ، اصلًا از اول نگذاشتهاند آنها نام دين و نام خدا را بشنوند . اينها هم به يك معنا كافرند يعنى مسلمان نيستند ، اما كسى اينها را كافر معاند و كافر جاحد نمىگويد . كافر معاند يعنى آن فردى كه اسلام بر او عرضه شده و او درك كرده و فهميده ، ولى به خاطر اين كه منفعت و جاهطلبى و تعصبش اقتضا نمىكرده [ كه آن را بپذيرد ، ] در عين حال كه خودش را مواجه با حق ديده است ، در مقابل حق و حقيقت قيام كرده است . اصل معنى كفر اين است . هر غيرمسلمانى را ، ولو كسى كه اسلام بر او عرضه نشده است تا عكسالعمل مخالف در مقابلش نشان بدهد ، به يك معنا مىتوانيم بگوييم كافر ، ولى به يك معناى ديگر [ نمىتوانيم بگوييم ] و قرآن هرجا « الَّذينَ كَفَروا » مىگويد ناظر به آن طبقه نيست ، بلكه ناظر به طبقهاى است كه حقيقت بر آنها عرضه شده است و آنها در مقابل حقيقت عناد مىورزند . « كفر » يعنى پردهكِشى . آنها مىخواهند روى حقيقت ، ساتر و پرده بيندازند ؛ يعنى مقصّر هستند و از روى تقصير [ حقيقت را نمىپذيرند . ] دربارهء همينهاست كه قرآن مىفرمايد :
وَ جَحَدوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها انْفُسُهُمْ « 1 » يعنى در حالى كه در عمق روحشان يقين دارند ، معذلك جحود مىورزند .
حقيقت اسلام تسليم است
حقيقت اسلام تسليم است نه دانستن و ندانستن . دانستن و كشف حقيقت كردن ، براى اين كه يك نفر مسلمان باشد كافى نيست . وقتى حقيقت براى انسان كشف شد بايد عكسالعملش در مقابل حقيقتِ كشفشده اين باشد كه « امَنّا وَ سَلَّمْنا وَ صَدَّقْنا » ؛ اين مىشود اسلام ، و الّا من از شما مىپرسم : آيا شيطان كافر است يا كافر نيست ؟ بدون شك كافر است . قرآن هم مىگويد : وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ « 2 » . ولى از شما مىپرسم : آيا شيطان - كه قرآن او را كافر مىخواند - خدا را مىشناسد يا نمىشناسد ؟ مىداند خدايى هست يا نه ؟ او از همه بهتر مىداند . خدا را آنچنان
هامش
( 1 ) . نمل / 14 .
( 2 ) . ص / 74 .