كه اگر در زمانهاى بعد نظير اين قضيه رخ داد و مسئلهء شايعه سازى عليه مسلمين زياد شد ، بدانيد كه سقوط خواهيد كرد و بدبخت خواهيد شد ( همان طورى كه ما امروز هستيم ) . وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ احَدٍ ابَداً اگر فضل الهى نبود ، يكى از شما پاك از آب درنمىآمد ، وَ لكِنَّ اللَّهَ يُزَكّى مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ اين خداست كه هركس را كه بخواهد و مستحق بشناسد ، از گناه تزكيه مىكند ؛ خدا شنوا و عالم است .
اهميت قرآن به مسئله وحدت مسلمين
آيهء ديگر باز مربوط به همين قضيه است ، اما مربوط به مطلبى كه در دنبال اين قضيه است :
وَ لا يَأْتَلِ اولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَ السَّعَةِ انْ يُؤْتوا اولِى الْقُرْبى وَ الْمَساكينَ وَ الْمُهاجِرينَ فى سَبيلِ اللَّهِ وَ لْيَعْفوا وَ لْيَصْفَحوا الا تُحِبّونَ انْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفورٌ رَحيمٌ « 1 » .
آيه به يك جريان تصريح مىكند و آن اين است كه بعضى از مسلمين كه به تعبير قرآن « اولوا الفضل » يعنى صاحب فضل بودند ( مقصود از « فضل » در اينجا ثروت و مال است ، يعنى متمكّن بودند ) [ از انفاق به آن افراد تهمتزن خوددارى كردند . ]
كلمهء « فضل » در اصطلاح امروز ما فقط به فضل علمى گفته مىشود . امروز اگر بگوييم فلانكس فاضل است يعنى مرد عالمى است ، « او از فضلاست » يعنى از علماست ، صاحب معلومات و فضل است . ولى در قرآن به مال و ثروتى كه از راه مشروع به دست آمده باشد كلمهء « فضل » اطلاق شده است « 2 » . از جمله در سورهء جمعه مىفرمايد : وقتى از نماز فارغ شديد
« وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ »
« 3 » دنبال فضل الهى برويد ،
هامش
( 1 ) . نور / 22 .
( 2 ) . شنيدم در اردكان يزد به همين اصطلاح صحبت مىكنند ، وقتى مىگويند : « فلان كس از فضلاست » يعنى از ثروتمندان است .
( 3 ) . جمعه / 10 .