شويد و بيدار و هشيار گرديد . اين كه در ابتدا مىفرمايد « سورهاى است كه نازل كردهايم » تنها سورهاى كه با اين جمله شروع مىشود اين سوره است . ما بسيارى از سورهها داريم كه از ابتدا كه شروع مىشود به عنوان اين است كه « كتابى فرود آورديم » ، يعنى به همهء قرآن اشاره مىكند ، ولى اينجا تنها به همين سوره اشاره مىكند . معلوم مىشود كه يك عنايت خاصى به مفاد اين سوره است .
معناى « سوره »
معناى « سوره » را مىدانيد . هر قطعهاى از آيات قرآن كه با يك « بسم اللَّه » شروع مىشود و بعد پايان مىپذيرد به طورى كه بعد از آن ، « بسماللَّه » ديگرى هست ، اين قطعه را « سوره » مىگويند . قرآن از كتابهايى است كه فصل ، باب و بخش ندارد ولى قطعه قطعه شدنش به صورت سوره سوره بودن است و هر سوره با يك « بسماللَّه » آغاز مىشود و « بسماللَّهِ » آغاز قطعهء بعد نشان دهندهء پايان سورهء قبلى است .
مىگويند كلمهء « سوره » از همان مادهاى است كه كلمهء « سور » وضع شده است . در زبان عرب آن حصارى را كه دور شهرها مىكشيدند - و در فارسى به آن « باره » « 1 » مىگويند - كه يك شهر را در داخل خودش قرار مىداد و يك حائط و ديوارى بود كه بر تمام شهر يا قصبه و يا ده احاطه داشت ، سور مىگفتند ؛ مخصوصاً در مورد شهرها مىگفتند « سور البلد » و آن ديوار مرتفعى بود كه دور يك شهر مىكشيدند .
كأ نّه هر سورهاى در داخل يك حصار قرار گرفته است ، از اين جهت به آن « سوره » مىگويند . قرآن را خود پيغمبر سوره سوره كرده است نه اين كه بعد مسلمين آن را سوره سوره كرده باشند . از ابتدا كه قرآن نازل شد ، به صورت سوره سوره نازل شد .
اهميت مسائل مربوط به عفاف
آيهء اول مخصوصاً با تعبير « سورَةٌ انْزَلْناها » و بعد هم با كلمهء « فَرَضْناها » اين مطلب را مىفهماند كه مسائل مربوط به عفاف مسائلى بسيار جدى است ؛ يعنى درست در جهت عكس آنچه بشر امروز فكر مىكند كه در جهت سهل كردن و ساده كردن و
هامش
( 1 ) . [ باره و بارو ، هر دو به معناى حصار است . ]