تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
تاب و تحمل شنيدن اين حقيقت را ندارم . اگر حق و حقيقت است فوراً سنگى از آسمان بر سرم بفرست تا من چنين روزى را نبينم . من مىخواهم آن طورى كه دلم مىخواهد راست باشد والّا از حقيقت بيزارم . قرآن زبان حال آنها را بيان كرده ولى آيا در عالم فقط همانها آن طور بوده‌اند ؟ ما نبايد به خودمان خوشبين باشيم . مسلّماً آن حالت واقعى تسليم در مقابل حقيقت ، صد درصد در ما نيست . على عليه السلام در جواب از تعريف اسلام فرمودند : الْاسْلامُ هُوَ التَّسْليمُ در مقابل چه ؟ شخص ؟ نه ، بلكه تسليم در مقابل حق ، يعنى وقتى مواجه با حق شد ، حالت طغيان و عصيان نداشته باشد . فرق اصول دين و فروع دين اين است كه فروع ، آن چيزهايى است كه انسان بايد عمل كند ؛ اما در اصول ، علم يا يقين لازم است . ولى آيا در اصول ، علم يا يقين كافى است ؟ اين‌طور نيست . البته اعتقاد و علم لازم است . تا عقل چيزى را نفهمد نمىتواند قبول كند . ولى غير از اعتقاد ، در مقابل اصول دين ، تسليم لازم است ، يعنى تمرّد نداشتن . اسلام يعنى بىتمرّدى . اينكه كسى بگويد اگر حقيقت اين است مرا بكش ، اين ايمان نيست زيرا ايمان آن است كه انسان در مقابل چيزى كه راست است تسليم و رام باشد . آيا شيطان كافر است يا مؤمن ؟ كافر . آيا به خدا يقين داشت ؟ بله ، علم داشت ، از ما بهتر بود . در مقابل خدا مىگويد به عزت خودت همهء آنها را گمراه مىكنم : فَبِعِزَّتِكَ لَاغْوِيَنَّهُمْ اجْمَعينَ « 1 » . همچنين مىگويد : رَبِّ فَانْظِرْنى الى يَوْمِ يُبْعَثونَ « 2 » . اعتقاد به خدا و قيامت داشت . تنها داشتن اعتقاد و علم ، براى ايمان كافى نيست بلكه انسان بايد نسبت به آنچه اعتقاد دارد رام باشد . وَ جَحَدوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها انْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوّاً « 3 » . بايد خودمان را بشناسيم . اگر حقيقتى را كه مىشناسيم و مىدانيم ، منكر مىشويم ، پس ما جاحديم و مؤمن نيستيم . بشر صرف اينكه به يك مطلب علم پيدا كند كافى نيست كه مؤمن باشد بلكه بايد حالت عصيان و تمرّد نيز نداشته باشد . آن زمانى را توجه كن كه آن مردم مىگفتند ما تاب ديدن چنين حقيقتى را نداريم . وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ انْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرونَ خدا چنان
هامش
( 1 ) . ص / 82 . ( 2 ) . ص / 79 [ پروردگارا پس مهلتم ده كه تا روز قيامت زنده بمانم . ] ( 3 ) . نمل / 14 [ و با اينكه پيش نفس خود به يقين دانستند ( معجزهء خداست ) از روى ستمگرى و نخوت‌آن را انكار كردند . ]