روبند گشاييد و ز سر پردهء اسرار * پس خويش بدانيد كه سلطان نه گداييد
گنجيد نهان گشته در اين تودهء پرخاك * چون قرص قمر ز ابر سيه باز برآييد
خاقانى در صفحهء 215 ديوان خود قصيدهاى مفصل و عالى دارد در وصف حج كه در سفرى كه به مكه رفته سروده است ، رجوع شود .
ايضاً در صفحهء 88 قصيدهء ديگرى در وصف حج دارد كه با اين بيت شروع مىشود :
شبروان در صبح صادق كعبهء جان ديدهاند * صبح را چون مُحرمان كعبه عريان ديدهاند
رجوع شود به مقدمهء ديوان خاقانى ، صفحهء هفده و هجده .
ايضاً ناصرخسرو اشعار معروفى دارد راجع به حج كه به ميم ختم مىشود .
رجوع شود به اربعين طهرانى .
رجوع شود به مقالهء « سرگذشت اندونزى » در مجلهء راهنماى كتاب ، شمارهء آذرماه 40 .
ايضاً رجوع شود به ورقههاى كعبه و نقش اجتماعى آن [ در صفحهء 63 همين كتاب ] .
فلسفهء حج
رجوع شود به عيون اخبار الرضا ، ص 242 و صفحات 263 - 264 .
اسرار حج
رجوع شود به جلد اول شرح نهجالبلاغه ابن ميثم ، ص 229 - 234 .
تأثير حج در چين
رجوع شود به كتاب صراط المستقيم ، ص 443 و 446 و 450 .