حج عاشقانه « 1 »
عاشق چو رو به كعبهء صدق و صفا كند * احرام خود ز كسوت صبر و رضا كند
در پيش راه باديه گيرد غريب وار * ترك عشيره و بلد و اقربا كند
مگريزد از شدايد و رنج مسافرت * در طى ره تحمل خار جفا كند
بگشايد آن زمان دو لب از بهر تلبيه * گوش سپهر كر ز صلاى بلى كند
از صدق چون قدم بنهد در مناى عشق * اول به پاى دوست سر و جان فدا كند
آنجا كه موقف عرفات محبت است * بر جاى سنگريزه سر از كف رها كند
از بهر استلام حجر چون كند نزول * تن را نشان ناوك سنگ و عصا كند
برگرد خيمهگاه بگردد پى وداع * با چشم اشكبار طواف النسا كند
از پردهء خيام شتابان به قتلگاه * رو آورد به هروله قصد صفا كند
از ركن تا مقام شهادت به پاى شوق * طى طريق از سر مهر و وفا كند
پس در كنار زمزم اخلاص تشنهلب * بنشيند و به زمزمه ياد خدا كند
آنگاه دست و روى بشويد ز خون خويش * برخيزد و نماز شهادت ادا كند
هامش
( 1 ) . [ اشعار ذيل را آقاى سيد جواد الياسى به استاد شهيد تقديم نموده و ايشان در يادداشتهاى « حج » قرار دادهاند . ]