تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
قربان عاشقى كه حديث مصيبتش * كاخ وجود را همه ماتم‌سرا كند گسترده شد بساط عزايش به روزگار * تا عيش روزگار بدل بر عزا كند بىاختيار خون چكد از ديدهء جلى * هر دم كه ياد واقعهء كربلا كند
تقديم حضور دانشمند معظم حضرت آقاى مطهرى ( دامت‌بركاته ) مىگردد . الاحقر سيد جواد الياسى
اى قوم به حج رفته كجاييد كجاييد * معشوق همين جاست بياييد بياييد معشوق تو همسايهء ديوار به ديوار * در باديه سرگشته شما در چه هواييد گر صورت بىصورت معشوق ببينيد * هم حاجى و هم كعبه و هم خانه شماييد
صد بار از اين راه بدان خانه برفتيد * يك بار از اين خانه بر اين بام برآييد گر قصد شما ديدن آن خانهء جان است * اول رخ آيينه به صيقل بزداييد احرام چو بستيد از آن خانه برستيد * از فرقهء ناموس به كلى بدرآييد آن خانه لطيف است نشانهاش مگوييد * از خواجهء آن خانه نشانى بنماييد كو دسته‌اى از گل اگر آن باغ بديديد * كو گوهرى از جان اگر از بحر جداييد با اين‌همه آن رنج شما گنج شما باد * افسوس كه بر گنج شما پرده شماييد