قربان عاشقى كه حديث مصيبتش * كاخ وجود را همه ماتمسرا كند
گسترده شد بساط عزايش به روزگار * تا عيش روزگار بدل بر عزا كند
بىاختيار خون چكد از ديدهء جلى * هر دم كه ياد واقعهء كربلا كند
تقديم حضور دانشمند معظم حضرت آقاى مطهرى ( دامتبركاته ) مىگردد .
الاحقر سيد جواد الياسى
اى قوم به حج رفته كجاييد كجاييد * معشوق همين جاست بياييد بياييد
معشوق تو همسايهء ديوار به ديوار * در باديه سرگشته شما در چه هواييد
گر صورت بىصورت معشوق ببينيد * هم حاجى و هم كعبه و هم خانه شماييد
صد بار از اين راه بدان خانه برفتيد * يك بار از اين خانه بر اين بام برآييد
گر قصد شما ديدن آن خانهء جان است * اول رخ آيينه به صيقل بزداييد
احرام چو بستيد از آن خانه برستيد * از فرقهء ناموس به كلى بدرآييد
آن خانه لطيف است نشانهاش مگوييد * از خواجهء آن خانه نشانى بنماييد
كو دستهاى از گل اگر آن باغ بديديد * كو گوهرى از جان اگر از بحر جداييد
با اينهمه آن رنج شما گنج شما باد * افسوس كه بر گنج شما پرده شماييد