ايضاً الميزان ، جلد 1 ، صفحهء 301 راجع به تشريع حج و اينكه مناسك حج ممثّل و نمايندهء مقامات ابراهيم و خاندان اوست .
عدم جواز بيع و اجارهء خانههاى مكه
خلاف شيخ طوسى ، كتاب البيوع ، مسئلهء 316 : لايَجوزُ بَيْعُ رِباعِ مَكَّةَ وَ . . .
مركزيت در اجتماع
اقبالشناسى ، صفحهء 80 :
هر جامعهاى نيازمند مركزى است كه فروغ كليهء فعاليتهاى فرهنگى و اجتماعى آن بايد از آنجا ساطع گردد .
اين فعاليتها براى جامعه خونى را كه مايهء حيات است تهيه مىكنند و مركز به منزلهء قلب است و وظيفهء قلب را انجام مىدهد ، به اين معنى كه خون را تصفيه مىكند و خون تازه را حتى به جوارح دور مىرساند . مادامى كه چنين مركزى وجود داشته باشد و اين خون حياتبخش را تهيه كند ، تمام بدن بدون وقفه و معطلى وظيفهاش را انجام خواهد داد . براى مسلمين ، اين مركز « مكه » است و ساير مراكز فرعى از اين نقطه نيرو مىگيرند . در نتيجهء بسط و توسعه و گسترش همين نظريه يعنى توجه به يك مركز رسمى بود كه مفهوم فلسفى تكوين پاكستان موجب تأسيس آن گرديد و با توجه به همين معنى است كه طى منظومهاى مىگويد :
زمانه كهنه بتان را هزار بار آراست * من از حرم نگذشتم كه پخته بنياد است
و نيز در سرود خود ( ترجمهء عربى ) مىگويد :
بُنِيَتْ فِىالْارْضِ مَعابِدُها * وَ الْبَيْتُ الْاوَّلُ كَعْبَتُنا
هُوَ اوَّلُ بَيْتٍ نَحْفَظُهُ * بِحَياةِ الرّوحِ وَ يَحْفَظُنا