تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
افراد زيادى را دور خود جمع كرد با چه فداكارى و صميميتى ! بشر همين قدر كه به چيزى احتياج پيدا كرد چندان در فكر خوب و بدش نيست . معده كه به غذا احتياج پيدا كرد به كيفيت اهميت نمىدهد ، هرچه پيدا كند با آن خود را سير مىكند . روح هم اگر به حدى رسيد كه تشنهء يك مكتب فكرى شد كه روى اصول معين و مشخصى به سؤالاتش پاسخ دهد و همهء مسائل جهانى و اجتماعى را يكنواخت برايش حل كند و جلويش بگذارد ، اهميت نمىدهد كه منطقاً قوى است يا نيست . بشر آن قدرها دنبال حرف محكم و منطقى نيست ، دنبال يك فكر منظم و آماده است كه يكنواخت در مقابل هر سؤالى جوابى بگذارد . ما كه كارمان فلسفه بود مىديديم كه آن حرفها چقدر سخيف است ، اما چون آن فلسفه در يك زمينهء احتياجى عرضه شده بود و از اين حيث يك خلئى وجود داشت ، جايى براى خود باز كرد .

نشانهء رشد فكرى

بچه پس از دوران شيرخوارگى ، فى الجمله كه قواى مغزى و شعورىاش رشد مىكند حالت سؤال پيدا مىكند ، دربارهء چيزهايى كه دور و برش هستند سؤالاتى مىكند . بايد به سؤالاتش طبق فهم خودش جواب داد ، نبايد گفت فضولى نكن ، به تو چه ؟ خود اين سؤال علامت سلامتى مغز و فكر است ، معلوم مىشود قواى معنوىاش رشد كرده و قوّت گرفته است . اين سؤالات اعلام طبيعت است ، اعلام خلقت است ، دستگاه خلقت احتياج جديدى را اعلام مىكند كه بايد به آن رسيد . همين طور است حالت جامعه . اگر در جامعه يك احساس نو و ادراك نو پيدا شد ، علامت يك نوع رشد است . اين هم اعلام خلقت است كه احتياج جديدى را نشان مىدهد . اينها را بايد با هوا و هوس و شهوت‌پرستى فرق گذاشت . نبايد اشتباه كرد و اينها را هوا و هوس دانست و فوراً آيات مربوط به اين موضوع را خواند كه : انْ تُطِعْ اكْثَرَ مَنْ فِى الْارْضِ يُضِلّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ « 1 » يا : وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ اهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمواتُ وَ الْارْضُ « 2 » .
هامش
( 1 ) . انعام / 116 : [ و اگر از اكثريت اهل زمين اطاعت كنى تو را از راه خدا گمراه مىسازند . ] ( 2 ) . مؤمنون / 71 : [ و اگر حق از هواهاى نفسانى آنان پيروى كند ، هر آينه آسمانها و زمين فاسد شوند . ]