تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
صحيح و كامل كه تعيين شده و دستور رسيده انجام دهيم ، نتيجه خود به خود دنبالش هست . نوع ديگر از مسئوليت هست كه ما آن را مسئوليت نتيجه مىناميم ، يعنى نتيجه را به عهدهء انسان مىگذارد و مىگويد من فلان نتيجه را مىخواهم ، و اما اين كه آن نتيجه با چه وسيله و چه مقدمه و با چه شرايط و در چه قالبى انجام داده شود ، با هر وسيله‌اى كه بهتر است . يك وسيلهء ثابت و يكنواخت و قابل تعيين و اندازه‌گيرى ندارد . در هر موردى و در هر زمانى آن وسيله فرق مىكند . مثالى عرض مىكنم : شما فرضاً يك گرفتارى داريد . مثلًا يكى از كسان شما در زندان است . يك وقت هست كه از يك نفر يك كار معيّن را در مورد اين گرفتارى مىخواهيد . مثلًا نامه‌اى را به او مىدهيد و مىگوييد نامه را سر فلان ساعت به فلان شخص برسان . البته اين نامه به منظور يك نتيجه نوشته شده ، اما طرف فقط مسئول رساندن نامه است . يك وقت هست كه از طرف مستقيماً خودِ نتيجه را مىخواهيد و به مقدمه كار نداريد ؛ مىگوييد من از تو خلاصى اين زندانى را مىخواهم ، و اما اين كه چه وسيله‌اى به كار برده شود شما معيّن نمىكنيد ، خود او بايد برود ببيند از چه راه و چه وسيله‌اى بهتر است اقدام كند . معمولًا اين گونه مسئوليتها در جاهايى است كه وسيله يكنواخت نيست ، متغير است ، در يك حال از اين وسيله بايد استفاده كرد و در حال ديگر از وسيلهء ديگر ، خصوصيات زمانى و مكانى و غيره فرق مىكند . در اين گونه موارد بايد رفت و حساب كرد و انديشيد و وسيلهء مناسب را به دست آورد . در اسلام هر دو گونه مسئوليت وجود دارد . نماز و روزه و ساير تعبّديات از نوع اول است ، اما جهاد از نوع دوم است . در جهاد ، مسلمانان موظفند كه از حوزهء اسلام دفاع كنند و استقلال مسلمين را حفظ نمايند . اما با چه وسيله‌اى ؟ آيا با شمشير يا با تفنگ يا با وسايل ديگر ؟ آن ديگر تعيين نشده و اساساً قابل تعيين و اندازه‌گيرى نيست . مسلمانان در هر زمانى موظفند بهترين وسيله را براى اين كار تهيه ببينند : وَ اعِدّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ « 1 » ، بايد ببينند بهترين وسيله در هر زمانى چيست . مسئلهء هدايت و رهبرى ، از نوع دوم است . مسلمانان مسئول هدايت
هامش
( 1 ) . انفال / 60 : [ و در برابر آنها ( دشمنان ) هرچه مىتوانيد نيرو تهيه كنيد . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 515 | مرتضى مطهرى