در طريقت پيش سالك هرچه آيد خير اوست * در صراط المستقيم اى دل كسى گمراه نيست
بر در ميخانه رفتن كار يكرنگان بود * خود فروشان را به كوى ميفروشان راه نيست
هرچه هست از قامت ناساز بىاندام ماست * ورنه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست
خودش هنگامى كه داشت به طرف كربلا مىآمد ، جملهاى در جواب فرزدق شاعر معروف در همين زمينه دارد كه جالب است . بعد از آنكه فرزدق وضع عراق را وخيم تعريف مىكند ، امام مىفرمايد : انْ نَزَلَ الْقَضاءُ بِما نُحِبُّ فَنَحْمَدُ اللَّهَ عَلى نَعْمائِهِ وَ هُوَ الْمُسْتَعانُ عَلى اداءِ الشُّكْرِ وَ انْ حالَ الْقَضاءُ دونَ الرَّجاءِ فَلَمْ يَتَعَدَّ ( فَلَمْ يَبْعُدْ ) مَنْ كانَ الْحَقُّ نِيَّتَهُ وَ التَّقْوى سَريرَتَهُ يعنى اگر جريان قضا و قدر موافق آرزوى ما درآمد خدا را سپاس مىگوييم و از او براى اداى شكر كمك مىخواهيم و اگر برعكس ، بر خلاف آنچه ما آرزو مىكنيم جريان يافت ، باز هم آن كه قصد و هدفى جز حق و حقيقت ندارد و سرشتش تقواست ، از هر غرض و مرضى پاك است ، زيان نكرده ( و يا دور نشده ) است . پس به هرحال هرچه پيش آيد خير است و شر نيست .
وَ احْمَدُهُ عَلَى السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ من او را سپاس مىگويم ، هم براى روزهاى راحتى و آسانى و هم براى روزهاى سختى .
مىخواهد بفرمايد من روزهاى راحتى و خوشى در عمر خود ديدهام ، مانند روزهايى كه در كودكى روى زانوى پيامبر مىنشستم ، روى دوش پيامبر سوار مىشدم ، اوقاتى بر من گذشته است كه عزيزترين كودكان عالَم اسلام بودم ؛ خدا را بر آن روزها سپاس مىگويم ، بر سختيهاى امروز هم سپاس مىگويم . من آنچه پيش آمده براى خود بد نمىدانم ، خير مىدانم . خدايا ! ما تو را سپاس مىگوييم كه نبوت را در خاندان ما قرار دادى ، خدايا ! تو را سپاس مىگوييم كه علم قرآن را به ما دادى ، ما هستيم كه قرآن را آن جورى كه هست درك مىكنيم و مىفهميم ، و تو را سپاس مىگوييم كه ما را بابصيرت در دين قرار دادى ، فقيه در دين كردى ، يعنى توفيق دادى كه دين را از روى عمق درك كنيم ، روح و باطنش را بفهميم ، زير و روى دين را آن جورى كه بايد بفهميم ، بفهميم .
بعد چه كرد ؟ بعد آن شهادتنامهء تاريخى را دربارهء اصحابش و دربارهء اهل بيتش