هيچ يك از استعدادهاى او در كار نباشد . يكى از مقدسترين استعدادهايى كه در بشر هست و شديدا نيازمند به آزادى است تفكر است - و فعلا عرض مىكنيم فكر و عقيده كه بعد ميان ايندو تفكيك خواهيم كرد - بلكه مهمترين قسمتى از انسان كه لازم است پرورش پيدا كند تفكر است و قهرا چون اين پرورش نيازمند به آزادى يعنى نبودن سد و مانع در جلو تفكر است ، بنابراين انسان نيازمند به آزادى در تفكر است . امروز هم مىبينيم مسألهاى بسيار مهم و قابل توجه به نام آزادى عقيده در جهان مطرح است ، خصوصا بعد از انتشار اعلاميههاى حقوق بشر . در مقدمه اعلاميه جهانى حقوق بشر « ظهور دنيايى كه در آن افراد بشر در بيان عقيده ، آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند » به عنوان بالاترين آرمان بشرى اعلام شده است .
در اينجا عقيده اعم است از عقيده اجتماعى و سياسى و عقيده مذهبى . پس در واقع بزرگترين آرزوى بشرى اين است كه جهانى آزاد به وجود بيايد كه در آن بيان عقيده هر كسى آزاد باشد ، هر كسى حق داشته باشد هر عقيدهاى را مىخواهد انتخاب كند و نيز در اظهار و بيان عقيدهاش آزاد باشد . در آن دنيا ترس و فقر هم نباشد ، امنيت كامل برقرار باشد ، رفاه اقتصادى كامل در كار باشد . چنين دنيايى به عنوان آرمان بشرى اعلام شده است . در ماده نوزدهم اين اعلاميه چنين مىخوانيم :
هر كسى حق آزادى عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است كه از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابى نداشته باشد ، در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات مرزى آزاد باشد .
فرق فكر و عقيده
ما مىخواهيم اين مسئله را از نظر اسلامى بررسى كنيم كه از نظر اسلام آيا آزادى فكر و عقيده صحيح است ، يعنى اسلام طرفدار آزادى فكر و عقيده است يا طرفدار آن نيست ؟ اينجاست كه ما بايد ميان فكر و آنچه كه امروز غالبا عقيده ناميده مىشود فرق بگذاريم . فرق است ميان فكر و تفكر و ميان عقيده . تفكر قوهاى است در انسان ناشى از عقل داشتن . انسان چون موجود عاقلى است ، موجود متفكرى است و قدرت دارد در مسائل تفكر كند . به واسطه تفكرى كه در مسائل مىكند