ديگرى .
اگر ما تمايلات انسان را منشأ و ريشه آزادى و دموكراسى بدانيم همان چيزى به وجود مىآيد كه امروز در مهد آزاديهاى غربى در دنيا مىبينيم . در مهد آزاديها و دموكراسى غربى ، مثلا در انگلستان ، مبناى وضع قوانين در نهايت امر چيست ؟
خواست اكثريت ، دليلى بالاتر از اين وجود ندارد . دموكراسى غربى و حيوانيتِ رهاشده همان است كه ما مىبينيم در چند سال پيش در انگلستان رسما همجنس بازى بر مبناى دموكراسى و آزادى و به حكم اين كه دموكراسى بايد وجود داشته باشد قانونى مىشود . چرا قانونى مىشود ؟ مىگويند لازمه دموكراسى است . چرا لازمه دموكراسى است ؟ مىگويند ملت ما عملا اين را پذيرفته است . اگر از اينها بپرسيم آيا انسان و تكامل انسان صراط مستقيم و راهى دارد كه بايد مراقب بود از اين راه برود ؟ مىگويند هرطور بخواهد ، همان راه است ، نه اين كه راهى هست و انسان بايد آن راه را تشخيص بدهد ، انتخاب كند و برود . آنچه كه اكثريت رفت راه همان است .
اين مطلب تئورى معروف ملانصرالدينِ خود ما را به ياد مىآورد . ملا سوار قاطر بود و مىرفت . گفتند كجا مىروى ؟ گفت هر جا كه ميل قاطر باشد . اين جامعه دموكراتيك كجا مىرود ؟ آنجا كه در نهايت امر ميلها و خواستهاى اكثريت ايجاب كند ، معيارى وجود ندارد . حتى شنيدم اخيرا در يكى از كشورهاى معروف غربى كه مهد آزادى و دموكراسى است ، به عنوان آزادى و دموكراسى به مجازاتهايى كه اخيرا در ايران در مورد همجنسبازان صورت گرفته اعتراض شده و اين مجازاتها بر ضد دموكراسى و اصول آزادى تلقى شده است . از نظر اسلام اينها آزادى نيست ، سقوط است نه آزادى ، رهايى حيوانيت و زندانى شدن انسانيت است . به تعبير قرآن اينها خود را فراموش كردهاند . اينها خود را چيزى جز همين شهوات و تمايلات نمىدانند [ و خيال مىكنند ] « من » يعنى همينها ، منِ واقعى خودشان را گم كردهاند ، انسان را در خودشان گم كردهاند . چرا انسان را گم كردهاند ؟ چرا خود را گم كردهاند ؟ قرآن مىگويد چون خدا را فراموش كردهاند . از نظر قرآن انسان آنچنان موجودى است كه با يافتن خدا خود را مىيابد و با از دست دادن خدا خود را از دست مىدهد .
وَ لاتَكونوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَانْسيهُمْ انْفُسَهُمْ اولئِكَ هُمُ الْفاسِقونَ « 1 » . ريشه فسقها ( اين
هامش
( 1 ) . حشر / 19 .