پيشبردش خواهد كوشيد . اما با بنيادهاى انسانى و جهانشمول دموكراسى و سوسياليسم چه بايد كرد ؟
نويسنده فرض را بر اين گرفته كه قواعد سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى اسلام را مىشناسد و براى حل بحرانها كافى نمىداند . در عين حال براى روحانيون رسالتى در ماوراء قواعد معيشتى قائل است و تنها بنيادهاى جهانشمول دموكراسى و سوسياليسم را بنيادهاى اصيل مىداند .
اولا اسلامى كه محتوايش از او گرفته شود ، قواعد معيشتى نه از خود او بلكه از غرب گرفته شده باشد ، اسلام نيست و رسالتى ندارد و نمىتواند رسالت داشته باشد .
و اما جهانشمولى ؛ ما در كتاب مقدمهاى بر جهانبينى اسلامى آنجا كه راجع به آگاهيهاى انسان بحث كردهايم ، مفهوم واقعى جهانشمولى را بيان كردهايم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٢٧