شود . گفتند : ما شاه را با همينها بيرون كرديم ، همينها شاه را از مملكت بيرون كردند ، من برنامه را تعطيل نمىكنم . در اعلاميه اخيرشان فرمودهاند كه زنان همدوش مردان و برابر با مردان بلكه جلوتر از مردان در اين انقلاب سهيماند ، كه اين يك واقعيت است .
نه پردهنشينى و نه اختلاط ، بلكه حريم
ولى ما بايد كوشش كنيم كه اين را از دست ندهيم . صراط مستقيم باريك است . كمى از اين طرف برويم پرت مىشويم ، كمى از آن طرف برويم هم پرت مىشويم . اندكى به نام عفت و عصمت و پاكى ، زن را به گوشه صندوقخانهها بكشانيم پرت شدهايم ، يك ذره به نام دخالت خانمها در اجتماعات و فعاليتها حريم « 1 » را بشكنيم نيز از آن طرف افتادهايم . شركت ملازم با اختلاط نيست . شركت ملازم با نوعى التذاذ جنسى از يكديگر بردن نيست . پيغمبر اكرم در مسجد مدينه ، زنها را اجازه مىداد مىآمدند ، مردها را هم اجازه مىداد مىآمدند . زنها را منع نكرد . ولى يك دفعه فرمود : اى كاش ما براى خانمها درِ ديگرى از مسجد باز كنيم ( دلش نمىخواست كه زنها و مردها از يك در داخل و خارج شوند ؛ به يكديگر تنه مىزنند ، فساد از همين جا پيدا مىشود ) كه بعد « باب النساء » را ساختند و الان هم در همان محل در مسجد مدينه درى هست به نام « باب النساء » كه مخصوص زنهاست . زنها و مردها مىآمدند در مسجد پيغمبر پاى وعظ پيغمبر مىنشستند ، وقتى كه خارج مىشدند چون كوچههاى مدينه تنگ بود ازدحام جمعيت مىشد ، زن و مرد با يكديگر مخلوط مىشدند ، مردِ جوان بود زن جوان بود ، احيانا به يكديگر تنه مىزدند . فرمود : بهتر اين است كه زنها از كنار حركت كنند ، مردها از وسط . پيغمبر اكرم خوش نداشت كه اين حركت به صورت اختلاط باشد . منطق صحيح همين است .
بنابراين شركت زن در فعاليتهاى اجتماعى ملازم اين است كه در شرايطى كه فتنهانگيز است مثل ازدحامها [ اختلاط نباشد و حريم رعايت شود . ] البته در غير ازدحام اشكالى ندارد . مثلا در اتوبوس زنها نشستهاند ، مردها هم نشستهاند ، ازدحام نباشد اشكالى ندارد . من هميشه حتى در كتاب مسئله حجاب به طرز زيارت رفتن در
هامش
( 1 ) . در مسئله حجاب ، اين حدود كاملا مشخص شده .