لَيالِيَهُمْ وَ اظْمَأَتْ هَواجِرَهُمْ . .
يعنى تقواى خدا دوستان خدا را در حمايت خود قرار داده و آنها را از تجاوز به حريم محرّمات الهى نگه داشته است و خوف خدا را ملازم دلهاى آنها قرار داده است ، تا آنجا كه شبهاى آنها را زنده و بيدار نگه داشته و روزهاى آنها را قرين تشنگى ( تشنگى روزه ) كرده است .
در اين جملهها با صراحت كامل ، تقوا را به معناى آن حالت معنوى و روحانى ذكر كرده كه حافظ و نگهبان از گناه است و ترس از خدا را به عنوان يك اثر از آثار تقوا ذكر كرده . از همين جا مىتوان دانست كه تقوا به معناى ترس نيست ، بلكه يكى از آثار تقوا اين است كه خوف خدا را ملازم دل قرار مىدهد . در آغاز سخن عرض كردم كه معناى
اتقوا الله
اين نيست كه از خدا بترسيد .
در خطبهء 16 نهج البلاغه مىفرمايد :
ذِمَّتِى بِما أَقولُ رَهِيْنَةٌ وَ ا نَا بِهِ زَعيمٌ . انَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمّا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْمَثُلاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهاتِ . .
يعنى ذمّهء خود را در گرو گفتار خود قرار مىدهم و صحت گفتار خود را ضمانت مىكنم . اگر عبرتهاى گذشته براى شخصى آينهء آينده قرار گيرد ، تقوا جلو او را از فرو رفتن در كارهاى شبهه ناك مىگيرد . . .
تا آنجا كه مىفرمايد :
الا وَ انَّ الْخَطايا خَيْلٌ شُمَسٌ حُمِلَ عَلَيْها اهْلُها وَ خُلِعَتْ لُجُمُها ، فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِى النّارِ . الا وَ انَّ التَّقْوى مَطايا ذُلُلٍ حُمِلَ عَلَيْها اهْلُها وَ اعْطوا ازِمَّتَها فَاوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ . .
يعنى مَثَل خلافكارى و زمام را به كف هوس دادن مَثَل اسبهاى سركش و چموشى است كه لجام را پاره كرده و اختيار را تماماً از كف آن كه بر او سوار است گرفته و عاقبت آنها را در آتش مىافكنند ، و مَثَل تقوا مَثَل مركبهايى رهوار و مطيع و رام است كه مهار آنها در اختيار آن كسانى است