راغب صريحاً مىگويد تقوا يعنى خود را محفوظ نگاه داشتن ، و مىگويد استعمال كلمهء تقوا به معناى خوف ، مَجاز است و البته تصريح نمىكند كه در مثل
اتقوا الله
معناى مجازى قصد شده ، و چنان كه گفتيم دليلى نيست كه تأييد كند در مثل آن جملهها مجازى به كار رفته است .
چيزى كه نسبتاً عجيب به نظر مىرسد ترجمهء فارسى اين كلمه به « پرهيزكارى » است . ديده نشده تاكنون احدى از اهل لغت مدعى شده باشد كه اين كلمه به اين معنا هم استعمال شده . چنان كه ديديم راغب از استعمال اين كلمه به معناى خوف اسم برد ولى از استعمال اين كلمه به معناى پرهيز نام نبرد . معلوم نيست از كجا و چه وقت و به چه جهت در ترجمههاى فارسى ، اين كلمه به معناى پرهيزكارى ترجمه شده است ؟ ! گمان مىكنم كه تنها فارسى زبانان هستند كه از اين كلمه مفهوم پرهيز و اجتناب درك مىكنند . هيچ عربى زبانى در قديم يا جديد اين مفهوم را از اين كلمه درك نمىكند . شك نيست كه در عمل ، لازمهء تقوا و صيانت نفس نسبت به چيزى ترك و اجتناب از آن چيز است اما نه اين است كه معناى تقوا همان ترك و پرهيز و اجتناب باشد .
ترس از خدا
ضمناً به مناسبت اينكه از خوف خدا ذكرى به ميان آمد ، اين نكته را يادآورى كنم :
ممكن است اين سؤال براى بعضى مطرح شود كه ترس از خدا يعنى چه ؟ مگر خداوند يك چيز موحش و ترس آورى است ؟ خداوند كمال مطلق و شايسته ترين موضوعى است كه انسان به او محبت بورزد و او را دوست داشته باشد . پس چرا انسان از خدا بترسد ؟ .
در جواب اين سؤال مىگوييم مطلب همينطور است . ذات خداوند موجب ترس و وحشت نيست ، اما اينكه مىگويند از خدا بايد ترسيد يعنى از قانون عدل الهى بايد ترسيد . در دعا وارد است :
يا مَنْ لايُرْجى الّا فَضْلُهُ وَ لا يُخافُ الّا عَدْلُهُ . .
اى كسى كه اميدوارى به او اميدوارى به فضل و احسان اوست و ترس از او ترس از عدالت اوست .