موضوع سخنرانى مىكند انجام دهد و با دليل و منطق سخن ما را رد كند .
چون قبلًا سخنران ، موضوع سخنرانى خود را اعلام كرده ناچار است خود را حتى الامكان آماده كند و شنوندگان نيز از اول مىدانند كه چه موضوعى را مىخواهند گوش كنند . آنها هم به نوبهء خود ، خود را آمادهء شنيدن يك موضوع معين مىكنند و از اين رو افاده و استفادهء بيشترى مىشود .
لغت تقوا
اين كلمه از كلمات شايع و رايج دينى است ؛ در قرآن كريم به صورت اسمى و يا به صورت فعلى ، زياد آمده است . تقريباً به همان اندازه كه از ايمان و عمل نام برده شده و يا نماز و زكات آمده و بيش از آن مقدار كه مثلًا نام روزه ذكر شده ، از تقوا اسم برده شده است . در نهج البلاغه از جمله كلماتى كه زياد روى آنها تكيه شده كلمهء « تقوا » است . در نهج البلاغه خطبهاى هست طولانى به نام خطبهء متقين . اين خطبه را اميرالمؤمنين در جواب تقاضاى كسى ايراد كرد كه از او خواسته بود توصيف مجسم كنندهاى از متقيان بكند . امام ابتدا استنكاف كرد و به ذكر سه چهار جمله اكتفا فرمود ولى آن شخص - كه نامش هَمّام بن شريح بود و مردى مستعد و برافروخته بود - قانع نشد و در تقاضاى خود اصرار و سماجت كرد . اميرالمؤمنين عليه السلام شروع به سخن كرد و با بيان بيش از صد صفت و ترسيم بيش از صد رسم از خصوصيات معنوى و مشخصات فكرى و اخلاقى و عملى متقيان ، سخن را به پايان رسانيد .
مورخين نوشتهاند كه پايان يافتن سخن على همان بود و قالب تهى كردن همّام بعد از يك فرياد همان .
مقصود اين است كه اين كلمه از كلمات شايع و رايج دينى است . در ميان عامّهء مردم هم اين كلمه زياد استعمال مىشود .
اين كلمه از مادهء « وَقْى » است كه به معناى حفظ و صيانت و نگهدارى است .
معناى « اتّقاء » احتفاظ است . ولى تاكنون ديده نشده كه در ترجمههاى فارسى ، اين كلمه را به صورت حفظ و نگهدارى ترجمه كنند . در ترجمههاى فارسى اگر اين كلمه به صورت اسمى استعمال شود مثل خود كلمهء « تقوا » و يا كلمهء « متقين » ، به « پرهيزكارى » ترجمه مىشود . مثلًا در ترجمهء
هدى للمتقين
گفته مىشود : هدايت است براى پرهيزكاران . و اگر به صورت فعلى استعمال شود ، خصوصاً اگر فعل امر