تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
باشد و متعلَّقش ذكر شود ، به معناى خوف و ترس ترجمه مىشود . مثلًا در ترجمهء
اتقوا الله
يا
فاتقوا النار
گفته مىشود : از خدا بترسيد ، [ يا از آتش بترسيد . ] . البته كسى مدعى نشده كه معناى « تقوا » ترس يا پرهيز و اجتناب است ، بلكه چون ديده شده لازمهء صيانت خود از چيزى ترك و پرهيز است و همچنين غالباً صيانت و حفظ نفس از امورى ملازم است با ترس از آن امور ، چنين تصور شده كه اين ماده مَجازاً در بعضى موارد به معناى پرهيز و در بعضى موارد ديگر به معناى خوف و ترس استعمال شده است . و البته هيچ مانعى هم در كار نيست كه اين كلمه مجازاً به معناى پرهيز و يا به معناى خوف استعمال بشود . اما از طرف ديگر موجب و دليلى هم نيست كه تأييد كند كه از اين كلمه يك معناى مجازى مثلًا ترس يا پرهيز قصد شده . چه موجبى هست كه بگوييم معناى
اتقوا الله
اين است كه از خدا بترسيد و معناى
فاتقوا النار
اين است كه از آتش بترسيد ؟ ! بلكه معناى اين گونه جمله‌ها اين است كه خود را از گزند آتش حفظ كنيد و يا خود را از گزند كيفر الهى محفوظ بداريد . بنابراين ترجمهء صحيح كلمهء تقوا « خود نگهدارى » است كه همان ضبط نفس است و متقين يعنى خود نگهداران . راغب در كتاب مفردات القرآن مىگويد : . الْوِقايَةُ حِفْظُ الشَّىْ ءِ مِمّا يُؤْذيهِ ، وَ التَّقْوى جَعْلُ النَّفْسِ فى وِقايَةٍ مِمّا يُخافُ . هذا تَحْقيقُهُ ، ثُمَّ يُسَمَّى الْخَوْفُ تارَةً تَقْوى وَ التَّقْوى خَوْفاً حَسَبَ تَسْمِيَةِ مُقْتَضَى الشَّىْ ءِ بَمُقْتَضيهِ وَ الْمُقْتَضى بِمُقْتَضاهُ ، وَ صارَ التَّقْوى فى عُرْفِ الشَّرْعِ حِفْظَ النَّفْسِ مِمّا يُؤْثِمُ وَ ذلِكَ بِتَرْكِ الْمَحْظورِ . يعنى وقايه عبارت است از محافظت يك چيزى از هرچه به او زيان مىرساند ، و تقوا يعنى نفس را در وقايه قرار دادن از آنچه بيم مىرود . تحقيق مطلب اين است ، اما گاهى به قاعدهء استعمال لفظ مسبّب در مورد سبب و استعمال لفظ سبب در مورد مسبّب ، خوف به جاى تقوا و تقوا به جاى خوف استعمال مىگردد . تقوا در عرف شرع يعنى نگهدارى نفس از آنچه انسان را به گناه مىكشاند به اينكه ممنوعات و محرّمات را ترك كند .