خدا ، خدا فقط اين نيست كه [ مبدأ حركت عالم طبيعت است . ] « 1 » محرك اول ارسطو را نمىگويم . محرك اول ارسطو غير از خداى اسلام است ، او يك موجود جدا و اجنبى از جهان است . [ منظور ] خداى اسلام [ است ] كه :
هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن
« 2 » . تا گفتيد خدا ، يك دفعه جهان براى شما منظرهء ديگرى پيدا مىكند ؛ براى تمام اصالتهايى كه در وجود خودتان احساس مىكنيد مفهوم و معنى پيدا مىشود ، هدف پيدا مىشود ؛ مىفهميد كه اگر شما يك ذرهء نور هستيد چون جهانى از نور وجود دارد ، اگر قطرهء شيرين هستيد براى اين است كه اقيانوس بى پايانى از شيرينى وجود دارد ، پرتوى از او در جان شماست .
اسلام يك مكتب انسانى است يعنى بر اساس مقياسهاى انسانى است ، بدين معنى كه در اسلام آن چيزهايى كه مبنى بر تبعيضهاى غلط بين انسانهاست وجود ندارد ؛ يعنى در اسلام اقليم وجود ندارد ، نژاد وجود ندارد ، خون وجود ندارد ، منطقه وجود ندارد ، زبان وجود ندارد . اينها ابداً در اسلام ملاك امتياز انسانها نيست . در اسلام آنچه كه ملاك امتياز انسانهاست ، همان ارزشهاى انسانى است . اسلام كه يك مكتب انسانيت است و براى انسانيت احترام قائل است ، از آن جهت براى ارزشهاى انسانى اصالت قائل است كه براى خود انسان اصالت قائل است ، و از آن جهت براى خود انسان اصالت قائل است كه براى جهان اصالت قائل است ، يعنى به خداى قادر متعالى قائل و معترف است
( هو الله الذى لا إله الا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتكبر )
« 3 » . و از اين جهت است كه تنها مكتب انسانيتى كه مىتواند بر اساس يك منطق صحيح وجود داشته باشد ، اسلام است و ديگر مكتب انسانيتى در جهان وجود ندارد .
و صلّى اللَّه على محمّد و إله الطّاهرين .
هامش
( 1 ) افتادگى از متن پياده شده از نوار است .
( 2 ) حديد / 3 .
( 3 ) حشر / 23 .