در انسانيت زيست شناسى نيست . فى المثل با مقياس زيست شناسى و يا با مقياس پزشكى و حتى با مقياس روانشناسى ، موسى چومبه همان مقدار انسان است كه لومومبا ؛ يعنى از جنبهء زيست شناسى ، از نظر يك پزشك و حتى از نظر يك روانشناس كه دربارهء جهازات بدنى يا جهازات روانى انسان گفتگو مىكنند ، بين اين دو نفر نمىتوان فرقى گذاشت همچنان كه ميان امام حسين عليه السلام و يزيد نمىتوان فرقى گذاشت ، هر دو از نظر زيست شناسى و پزشكى و حتى روانشناسى انسان هستند . ولى آيا انسانيت انسان ، آنچه كه شرافت و كمال انسانى ناميده مىشود ، به همين است ؟
انسان كامل و انسان ناقص
در علوم انسانى مىبينيم سخن از انسان كامل و انسان ناقص است ، سخن از انسان پايين افتاده و انسان مترقى و متعالى است . آن انسانى كه از نظر علوم انسانى ، از نظر علوم اخلاقى ، از نظر علوم اجتماعى ممكن است كامل باشد و ممكن است ناقص ، قابل ستايش و تقدير و تكريم باشد و يا به هيچ وجه قابل ستايش و تعظيم نباشد بلكه شايستهء تحقير باشد ، كدام انسان است ؟ معيار انسانيت چيست و در كجاست ؟
اين چگونه است كه ميان مثلًا چومبه و لومومبا فرق مىگذاريم ؟ در چه چيزِ آنها فرق مىگذاريم ؟ چه چيز ، يكى را انسان منحطّ قابل نكوهش و حتى مستحق اعدام قرار داده است و ديگرى را انسانى قابل ستايش ؛ با اينكه از جنبههاى زيست شناسى اگر هر دو را كالبدشكافى كنند شبيه يكديگرند ، حتى جهازات روانىشان هم شبيه يكديگر است : هر دو داراى قلب ، سلسله اعصاب ، كبد ، كليه ، ماهيچهها ، معده و . . .
هستند و چه بسا كه اعضاى بدن انسان قابل نكوهش از اعضاى بدن انسان متعالى بهتر كار كند . پس چه چيز در اين است و چه چيز در آن كه باعث تفاوت ايندو شده است ؟ .
اين همان مسئلهء بسيار بسيار مهمى است كه از قديم در علوم انسانى و نيز در اديان و مذاهب مطرح بوده است . مثلًا قرآن انسانهايى را برتر و بالاتر از فرشته و شايستهء مسجوديت ملائك مىداند ، چنان كه مىگويد : ما به فرشتگان گفتيم به آدم سجده كنيد . ولى در مورد انسانهايى نيز مىگويد كه چهارپايان بر اينها برترى دارند .
چه مقياسها و معيارهايى است كه اين مقدار تفاوت را به وجود آورده است ؟ اين