تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
در عبارت
الذين يؤمنون بالغيب
( آنها كه به حقايق نهانى ايمان دارند ) كلمهء « غيب » يك كلمه است به جاى چندين كلمه ؛ ايمان به خدا هست ، ايمان به صفات پروردگار هست ، ايمان به دستگيريهاى نهانى و غيبى در يك شرايط معين هست . حالا كلمهء « غيب » را تا اندازه‌اى كه متناسب با اين جلسه باشد شرح مىدهم ، بعد دنبالهء عرايضم را عرض مىكنم .

معنى « غيب »

غيب يعنى چه كه فرق آدم مؤمن و غيرمؤمن در ايمان به غيب است ؟ عرض كردم غيب يعنى نهان ، مخفى ، پنهان . باز مطلب حل نشد . پنهان از چه ؟ الآن كه ما در اين محوطه هستيم ، پشت اين ديوار از ما پنهان است . پس اگر ما ايمان داشته باشيم كه در پشت اين ديوار چه مىگذرد ، ايمان به غيب است ؟ اگر الآن از ما بپرسند در فاصلهء پانصد مترى زير اين زمين كه ما روى آن نشسته‌ايم چيست ؟ [ مىگوييم ] نهان است ، نمىدانيم . آيا اگر بدانيم ، اين ايمان به غيب است ؟ نه . فردا از ما نهان است ؛ آيا اگر ما به قضايايى كه فردا واقع مىشوند ايمان داشته باشيم ، اگر از حالا پيشگويى كنيم و اعتقاد داشته باشيم كه فردا چه حوادثى اتفاق مىافتد ، اين ايمان به غيب است ؟ نه . حتى گذشته از ما پنهان است . ايمان به گذشته غيب است ؟ نه . پس مقصود از ايمان به غيب چيست ؟ ايمان به نهان چيست ؟ نهان از چه ؟ اينجا بايد توجه بفرماييد . يك چيزهايى در اين عالم هست كه با حواس ما ( حس باصره ، حس سامعه ، حس لامسه ، حس ذائقه و حس شامه ) قابل ادراكند . ( به قول بعضى ، ما بيش از اينها حواس داريم ولى از همين نوع است . ) پشت اين ديوار الآن از ما مخفى است ولى براى ما اين امكان هست كه با چشم خودمان آنچه را كه در پشت اين ديوار مىگذرد ببينيم ؛ يعنى از چشم ما نمىتواند پنهان باشد ، چشم ما قادر است آن را ببيند . گوش ما قادر است بشنود . يا چيزهايى كه ذائقهء ما قادر است آنها را بچشد ، لامسهء ما قادر است ببويد . اينها را مىگويند « شهادت » يعنى چيزهايى كه انسان با ظاهر بدنش مىتواند آنها را درك كند . ما يك ادراكات پوسته‌اى داريم كه [ ابزار آن ] در ظاهر بدن ما تعبيه شده است و در اين حدود ، حيوانات هم دارند ؛ يعنى حواسى كه ما داريم حيوانات هم دارند و احياناً در بعضى از اين حواس ، حيوانات از ما
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 641 | مرتضى مطهرى