3 هجرت و جهاد
در دو جلسهء گذشته دربارهء دو اصل هجرت و جهاد - كه در اسلام وجود دارد و در قرآن كريم مكرر ايندو توأم با يكديگر ذكر شدهاند - بحثهايى ايراد شد . بحث امروز ما متمّم بحثهاى قبلى است و دربارهء ارزش ايندو در تربيت و تكميل روح انسان از جنبهء اخلاقى و احياناً از جنبهء اجتماعى صحبت مىكنيم . قبلًا تعبير خاصى را كه در شكل افراطى ، از هجرت و جهاد شده است بيان كرديم و حقيقت را توضيح داديم .
ما اگر بخواهيم روح هجرت و جهاد را در همهء جبههها ، اعمّ از مادى و معنوى به دست آوريم مىبينيم هجرت يعنى جدا شدن ، خود را جدا كردن از آنچه به انسان چسبيده يا انسان خود را به آن چسبانده است ، و جهاد يعنى درگيرى ، چه جهاد با دشمن و چه جهاد با نفس .
هجرت و جهاد دو چيزى هستند كه اگر نباشند ، براى انسان جز زبونى و اسارت چيزى باقى نمىماند . يعنى انسان آن وقت به معنى حقيقى انسان است كه زبونِ آنچه به او احاطه پيدا كرده و به او چسبيده است يا خودش خود را به آن چسبانده ، نباشد .
و الّا اگر انسان ، زبونِ محيط مادى و يا زبون محيط معنوىاى باشد كه در آن زيست مىكند ، انسان آزاد به معنى واقعى نيست ، انسانى اسير و زبون و بيچاره است .