تا شهيد شد . اين حادثه در سال 616 واقع شده است .
ب . شيخ فريدالدين عطار . از اكابر درجهء اول عرفاست . در نثر و نظم تأليف دارد .
تذكرة الاولياء او كه در شرح حال عرفا و متصوفه است و از امام صادق عليه السلام آغاز مىكند و به امام باقر عليه السلام ختم مىنمايد ، از جمله مآخذ و مدارك محسوب مىشود و شرق شناسان اهميت فراوان به آن مىدهند . همچنين كتاب منطق الطير او يك شاهكار عرفانى است .
مولوى دربارهء او و سنايى گفته است :
عطار روح بود و سنايى دو چشم او * ما از پى سنايى و عطار مىرويم
و هم او گفته است :
هفت شهر عشق را عطار گشت * ما هنوز اندر خم يك كوچهايم
مقصود مولوى از « هفت شهر عشق » هفت واديى است كه خود عطار در منطق الطير شرح داده است .
محمود شبسترى در گلشن راز مىگويد :
مرا از شاعرى ، خود عار نايد * كه در صد قرن چون عطار نايد
عطار شاگرد و مريد شيخ مجدالدين بغدادى از مريدان و شاگردان شيخ نجم الدين كبرى بوده است و همچنين صحبت قطب الدين حيدر را - كه او نيز از مشايخ اين عصر است و در تربت حيدريه مدفون است و انتساب آن شهر به اوست - نيز درك كرده است .
عطار مقارن فتنهء مغول درگذشت و به قولى به دست مغولان در حدود سالهاى 626 - 628 كشته شد .
ج . شيخ شهاب الدين سهروردى زنجانىصاحب كتاب معروف عوارف المعارف كه از متون خوب عرفان و تصوف است . نسب به ابوبكر مىرساند . گويند هر سال به زيارت مكه و مدينه مىرفت . با عبدالقادر گيلانى ملاقات و مصاحبت داشته است .
شيخ سعدى شيرازى و كمال الدين اسماعيل اصفهانى شاعر معروف از مريدان او بودهاند . سعدى در مورد او مىگويد :
مرا شيخ داناى مرشد شهاب * دو اندرز فرمود بر روى آب
يكى اينكه در نفس خودبين مباش * دگر آنكه در جمع بدبين مباش
اين سهروردى غير از شيخ شهاب الدين سهروردى فيلسوف مقتول معروف به