نقطهء مقابل اين مكتب مكتبى است كه ضعف را تبليغ مىكند و خوبى و نيكى را در ضعف مىداند ، و چنين مكاتبى هستند و بودهاند و مخصوصاً اين ايراد بر مسيحيت وارد است كه در اخلاق مسيحيت بر روى ضعف خيلى تبليغ شده است .
اصلًا همين حرف كه « اگر به طرف راست صورتت نواختند ، طرف چپ صورت خود را بياور » تبليغ ضعف است
منطق اسلام در مسئلهء قدرت
منطق اسلام در اينجا چيست ؟ آيا اسلام قدرت را تبليغ كرده است يا ضعف را ، و يا نه قدرت و نه ضعف را به اين معنا تبليغ نكرده است ؟ جواب اين است كه اسلام به يك معنا قدرت را تبليغ كرده است ولى قدرتى كه نه تنها قدرت نيچهاى [ نيست ] بلكه قدرتى است كه از آن همهء صفات عالى انسانيت مانند مهربانى و رحم و شفقت و احسان برمىخيزد .
در اسلام بدون شك دعوت به قدرت و توانايى شده است و نصّ قرآن و احاديث ماست . ديگران هم كه در موضوع اسلام مطالعه كردهاند ، اسلام را در ميان اديان به اين مشخصه شناختهاند كه هيچ دينى به اندازهء اسلام پيروان خود را به قوّت و قدرت دعوت نكرده است . ويل دورانت در جلد يازدهم كتاب تاريخ تمدن كه اختصاص به تاريخ تمدن اسلام دارد ، اين جمله را مىگويد :
هيچ دينى به اندازهء اسلام ، مردم را به قدرت و قوّت دعوت نكرده است .
در اين زمينه در قرآن مطلب خيلى زياد است . يك جا خطاب به يحيى مىفرمايد :
يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ
« 1 » . آياتى كه در اول سخنم براى شما تلاوت كردم ، ببينيد با چه حماسهاى راجع به اينكه مؤمنين مردمى قوى هستند و هرگز ضعف و وهن را به خودشان راه نمىدهند سخن مىگويد :
وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ما
هامش
( 1 ) مريم / 12