دندانهايى كه ندارى ! هرچه مىگويد : من زلف ندارم ، انسان مىگويد : شما تعارف مىفرماييد ، من مىفهمم كه شما داريد هزم نفس مىكنيد . پس اين پيرزن تو را فريب نداده ، تو خودت آمادهء فريب خوردن هستى ، خودت مىخواهى خودت را فريب بدهى ، يك موضوع براى فريب خوردن مىخواهى .
على عليه السلام مىفرمايد : دنيا كه چيزى را مخفى نكرده است . دنيا چه چيز را مخفى كرده كه مىگويى دنيا مرا گول زد ؟ آن روزى كه به دست خودت پدرت را دفن كردى ، دنيا تو را گول زد ؟ ! دنيا مىگويد : من همينم كه هستم ، من محل تغيّر هستم و ثباتى در من نيست . دنيا مىگويد : من را همانطور كه هستم درك كن ، چرا مىخواهى مرا آنطور كه نيستم باور كنى ؟ من يك طورى هستم و دارم خودم را هم به تو نشان مىدهم ولى تو مىخواهى مرا آنطور كه نيستم و خودت خيال مىكنى ، باور كنى . پس دنيا كسى را فريب نمىدهد ، انسان فريب مىخورد . انْتَ الْمُتَجَرِّمُ عَلَيْها امْ هِىَ الْمُتَجَرِّمَةُ عَلَيْكَ ؟ بيا حساب كنيم ، آيا تو بر دنيا جنايت كردى يا دنيا بر تو جنايت كرد ؟ تو به اين عالم خيانت مىكنى يا عالم به تو خيانت مىكند ؟ مَتى غَرَّتْكَ ؟
دنيا كِىْ تو را فريب داد ؟ امْ مَتَى اسْتَهْوَتْكَ ؟ كِىْ دنيا هواى نفس تو را طلب كرد ؟ اين تو هستى كه با هواى نفس خود دنبال دنيا هستى . ابِمَصارِعِ آبائِكَ مِنَ الْبِلى ؟ امْ بِمَضاجِعِ امَّهاتِكَ تَحْتَ الثَّرى ؟ بعد فرمود : الدُّنْيا مَسْجِدُ احِبّاءِ اللَّه دنيا مسجد دوستان خداست .
آيا اگر مسجد نباشد ، عابد مىتواند عبادت كند ؟ مَتْجَرُ اوْلِياءِ اللَّه دنيا بازار تجارت اولياى خداست . اگر بازار نباشد ، آيا بازرگان مىتواند بازرگانى كند و سود ببرد ؟ .
آن فكر كه دنيا را براى انسان به منزلهء زندان و چاه و قفس مىداند و مىگويد وظيفهء انسان بيرون رفتن از اين زندان و خارج شدن از اين چاه و شكستن اين قفس است ، مبتنى بر يك اصل ديگرى در باب معرفة النفس و معرفة الروح است كه اسلام آن را قبول ندارد
تكامل روح در دنيا
قبل از اسلام در برخى از كشورها مثل يونان و هند عقيدهاى وجود داشته است و آن اينكه روح انسان قبلًا در عالم ديگر به تمام و كمال آفريده شده است و بعد ، از آنجا مثل مرغى كه در قفس مىكنند ، او را به اين عالم مىآورند . اگر اينطور باشد ، بايد انسان قفس را بشكند . ولى قرآن در يكى از آيات سورهء مؤمنون اين نظر را رد