تعريف اقتصاد و مفاهيم اقتصادى
اقتصاد چيست ؟
انسان براى بقا و حيات خود احتياج دارد به چيزهايى از قبيل غذا و لباس و مسكن كه « وسائل معاش » ناميده مىشوند . انسان به غير اين امور نيز احتياج دارد ، از قبيل احتياجات خانوادگى ، يعنى زن و فرزند ، احتياجات فرهنگى ، احتياجات معنوى و دينى ، احتياجات سياسى ، يعنى حكومت و آنچه مربوط به شئون حكومت است ، و احتياجات اجتماعى از قبيل قضاوت « 1 » . در ميان احتياجات انسان
هامش
( 1 ) به نظر مىرسد در تعريف امور اقتصادى و تميّز آنها از غير آنها كافى نيست كه گفته شود « احتياجات مادى در مقابل احتياجات معنوى » زيرا گذشته از اينكه تعيين مرز ميان مادى و معنوى خالى از اشكال نيست ، احتياجات جنسى و زناشويى مادى است و نه اقتصادى . ظاهراً امور اقتصادى امورى است كه رابطه بشر با آنها رابطه مالكيت است و اجتماع به او اجازه مبادله مىدهد . تنها مالكيت به معنى اختصاص و استفادهء حداكثر منفعت هم كافى نيست در تعريف ، زيرا مالكيت زن و مالكيت مقام گاهى به اين حد مىرسد ولى نمىتوان [ آن را ] جزء مسائل اقتصادى به شمار آورد ، همچنانكه صرف تأثير پول ولو بهطور غير مستقيم نيز كافى نيست . مثلًا يك پولدار به واسطه پول زيباترين زنان را در اختيار مىگيرد . « اوناسيس » « ژاكلين » را به يك معنى مىخرد . يهوديان آمريكا رؤساى جمهورى را مىخرند ؛ و برعكس ، يك خوشگل و يا صاحب يك زن خوشگل آراء بيشترى مىآورد و احياناً ثروت بيشترى تصاحب مىكند . ممكن است گفته شود كه ملاك امورى است كه توليد و توزيع مىشوند . جواب اين است كه بسيارى از ثروتها توليد انسان نيست ، مثل معادن زيرزمينى و حيوانات دريايى و شكارى . و بعلاوه توليد در غير مورد ثروت هم صادق است . توليد پسر و دختر از نظر احتياجات زناشويى بشر توليد است و بايد هم توزيع بشود . ممكن است گفته شود اگر ملاك مبادله باشد پس در كشورهاى اشتراكى اقتصاد وجود ندارد . جواب اين است كه در اين اجتماعات همه مالكند و همه شريكند و ثروت قابليت مبادله دارد ولى ميان اجتماع و طرف ديگر كه فرضاً فرد يا اجتماع ديگر است ؛ و فرضاً همه افراد بشر يك جامعه اشتراكى را به وجود آورند باز قابليت مبادله از ميان نمىرود . و البته - همانطور كه در متن گفتهايم - اقتصاد فرع بر نوعى رابطه اجتماعى از لحاظ امر اقتصادى است .