تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
اختصاصى است و هم تربيت ايمانى دارد و راه درآمد غير مشروع را بسته است . ما هيچ احتياجى نداريم به تزى كه از آن سوى ديوار آهنين يا از ماوراء بحار براى ما بياورند ، تز اسلام كافى است . ما بايد به‌طور قطع بدانيم كه از راه مشروع صد پارچه ملك درست نمىشود . در حديث است كه : « ده هزار درهم از راه مشروع جمع نمىشود » « 1 » . البته اين ، نسبت به زندگى آن روز است ؛ مقصود اين است كه هميشه درآمد مشروع حد معينى دارد و بالاتر از آن از راه مشروع به دست نمىآيد ؛ نه اينكه اگر به دست آمد بايد از او گرفت . غلطترين تزها تحديد مالكيت است . ما سر جوال را ول كرده‌ايم و اصل « مِنْ أَيْنَ لَكَ هذا » را فراموش كرده‌ايم و از راه تحديد و اشتراك مىخواهيم وارد شويم . تز « مِنْ أَيْنَ لَكَ هذا » كه تز عمر است از تز تحديد مالكيت يا اشتراك بسيار ارجمندتر است « 2 » . * * * . خلاصه و كلاسه مطلب اينكه : اسلام طرفدار تقويت بنيه اقتصادى است اما نه به عنوان اينكه اقتصاد خود هدف است يا تنها هدف است ، بلكه به عنوان اينكه هدفهاى اسلامى بدون اقتصاد سالم و نيروى مستقل اقتصادى ميسر نيست ؛ اما اسلام اقتصاد را يك ركن از اركان حيات اجتماعى مىداند ، لهذا به خاطر اقتصاد به ساير اركان ضربه و لطمه نمىزند . اسلام طرفدار اين نظريه كه سرچشمه درآمد تقاضاها و تمايلات است نيست ، بلكه معتقد است بايد تمايلات با مصالح عالى و همه جانبه بشريت تطبيق بكند ، از اين رو فصل مهمى در اسلام هست به نام « مكاسب محرّمه » . درآمد مشروع از نظر اسلام يعنى درآمدى كه از طرفى محصول فعاليت شخص باشد يا لااقل جنبه استثمار نداشته باشد ، و از طرف ديگر از لحاظ مصرف ، قابليت مصرف شدن مشروع و مفيد داشته باشد و به اصطلاح فقها جنس مورد معامله داراى « منفعت محلَّله مقصوده » باشد ؛ به عبارت سوسياليستها هدف منافع اجتماع باشد نه پركردن جيب شخص .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه جلد 12 ، كتاب التجارة ، باب 8 ، ص 21 ، به نقل از تهذيب ج 2 / ص 100 ( 2 ) رجوع شود به عبقريّة عمر عقّاد .