تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
نكنيد ؛ همچنانكه درباره مشروب چنين مقرراتى آمده است : لَعَنَ اللَّهُ بايِعَها وَ مُشْتَرِيَها وَ آكِلَ ثَمَنِها وَ ساقِيَها وَ شارِبَها . . . . جواب اين است كه اشتباه بزرگى است اين اشتباه ؛ در اسلام مال و ثروت هيچ وقت تحقير نشده است ، نه توليدش ، نه مبادله‌اش ، نه مصرف كردنش ؛ بلكه همه اينها تأكيد و توصيه شده است و براى آنها شرايط و موازين مقرر شده است و هرگز ثروت از نظر اسلام دور افكندنى نيست بلكه دور افكندنش ( اسراف ، تبذير ، تضييع مال ) حرام قطعى است . اشتباه از آنجا ناشى شده كه اسلام با هدف قرار دادن ثروت ، با اين كه انسان فداى ثروت شود مخالف است و سخت مبارزه كرده است ؛ به عبارت ديگر پول پرستى را و اينكه انسان برده پول باشد [ محكوم كرده است ، ] به عبارت ديگر اينكه انسان پول را به خاطر خود پول و براى ذخيره كردن و اندوختن بخواهد كه « الَّذينَ يَكْنِزونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقونَها فى سَبيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ اليمٍ . . . » « 1 » كه نام اين حالت حرص و آز است ، و يا پول را فقط براى پر كردن شكم و براى عياشى و بيكارى و ولگردى بخواهد كه نام آن شهوترانى است . در اين حالت پول خواستن توأم است با دنائت و پستى و محو شخصيت انسانى در پول و فقدان هرگونه شخصيت انسانى و شرافت معنوى . نقطه مقابل ، اين است كه انسان پول را به عنوان يك وسيله براى فعاليت و عمل و تسهيل و توليد بخواهد . در اين صورت پول تابع آن هدف كلى است كه انسان پول را براى آن هدف مىخواهد . حديثى است از رسول اكرم : نِعْمَ الْمالُ الصّالِحُ لِلرَّجُلِ الصّالِحِ . مولوى مضمون اين حديث را به نظم آورده مىگويد :
مال راگر بهر دين باشى حَمول * نِعمَ مالٌ صالحٌ خواندش رسول
آب در كشتى هلاك كشتى است * ور بود در زير كشتى پشتى است
تشبيه ثروت و انسان به دريا و كشتى از آن نظر كه در يك وضع او را غرق مىكند و در خود محو مىكند و شخصيت او را محو مىسازد و در صورت ديگر نه تنها ضربه به شخصيت او نمىزند ، وسيله‌اى منحصر است براى رسيدن به مقصد و تكميل او شخصيت خود را ، فوق العاده تشبيه خوبى است .
هامش
( 1 ) توبه / 34