يعنى ذلت تحمل زور را متحمل مىشود . اين اسمش صلح دوستى نيست ، اين معنايش زير بار ذلت رفتن است . تسليم شدن در مقابل زور كه اسمش صلح نيست .
اين مثل اين است كه شما در بيابان عبور مىكنيد ، يك دزد متجاوز مسلح مىآيد به شما مىگويد فورى از اتومبيل پياده شو ، دست بالا ، هرچه هم دارى به من بده ، شما هم تسليم بشويد و بگوييد من چون طرفدار صلحم و با جنگ مطلقاً مخالفم ، هرچه تو مىگويى قبول مىكنم ، پولهايم را در اختيارت قرار مىدهم ، اسباب و اثاثيه را در اختيارت قرار مىدهم ، اتومبيل را مىدهم ، هرچه كه مىگويى اطاعت مىكنم ، هر چه مىخواهى بگو تا بدهم ، من طرفدار صلحم . اين ، طرفدارى صلح نيست ، تحمل ذلت است . در اينجا انسان تا آخرين حدى كه امكان دارد بايد از مال و حيثيتش دفاع كند ، مگر در وقتى كه بداند اگر در مقام دفاع برآيد ، هم مالش از بين مىرود و هم خونش ريخته مىشود و اثرى هم بر اين خون بار نيست ، يعنى بعد هم اين خون لوث مىشود .
البته ممكن است يك خون ريخته شود و اين خون بعد بجوشد و ارزش جوشيدن بعدى داشته باشد ، نه اينكه خونش سر گردنه به دست يك دزد ريخته شود بعد هم تمام شود . اينجاست كه مقاومت ، عاقلانه نيست . اينجا بايد پول و ثروتش را فدا كند و جانش را حفظ نمايد .
پس فرق است ميان طرفدارى صلح و قبول ذلت . اينجاست كه اسلام هرگز تحمل ذلت را اجازه نمىدهد ولى در عين حال طرفدار صلح است .
غرضم اهميت اين مسئله است كه مسيحيها و غيرمسيحيها آن را به عنوان يك نقطه ضعف بر اسلام مورد حمله و اعتراض قرار دادهاند و بعد مىگويند سيره پيغمبر هم اين بوده ، اسلام دين شمشير است ، مسلمين بالاى سر افراد شمشير بلند مىكردند و مىگفتند اسلام را اختيار كنيد و اگر نه كشته مىشويد ، مردم هم براى اينكه كشته نشوند اسلام اختيار مىكردند . روى اين جهت ، ما لازم مىدانيم كه اين مطلب را مستوفاً و مستقصاً بحث كنيم ، آيات قرآن و حتى مسلّمات احاديث نبوى و سيرهء نبوى را هم در اينجا بياوريم . از آيات قرآن شروع مىكنيم .
آيات مطلق دربارهء جهاد
عرض كرديم كه بعضى آيات قرآن در مورد دستور جهاد با كفار ، مطلق است