تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
است . يك وقت است كه جنگ تهاجم است ، يعنى فرد يا ملتى چشم طمع به حقوق ديگران مثلًا به سرزمين ديگرى مىدوزد ، چشم طمع به ثروت مردمى مىدوزد و يا اينكه تحت تأثير جاه طلبى فراوان و تفوق طلبى و برترى طلبى قرار مىگيرد و ادعا مىكند كه نژاد من فوق همهء نژادها و برتر از همهء نژادهاست ، پس بر همهء نژادهاى ديگر بايد حكومت كند . اين هدفها هدفهاى نادرست است . جنگى كه به خاطر تصاحب سرزمينى باشد ، يا به خاطر تصاحب ثروت مردمى باشد ، يا به خاطر تحقير مردمى باشد و براساس اين باشد كه اين مردم جنس پست ترند و ما جنس برتر ، و جنس برتر بايد بر جنس پست‌تر حكومت كند ، اين را مىگويند تهاجم . اين جنگ مسلماً بد است و شك ندارد . درباره جنگ براى تحميل عقيده نيز جداگانه صحبت مىكنم .

جنگ دفاعى

ولى اگر جنگى براى دفع تهاجم باشد ؛ ديگرى به سرزمين ما تهاجم كرده است ، به مال و ثروت ما چشم دوخته است ، به حريت و آزادى و آقايى ما چشم دوخته و مىخواهد آن را سلب كند و آقايى خود را به ما تحميل كند ، اينجا دين چه بايد بگويد ؟ آيا بايد بگويد : جنگ مطلقاً بد است ، دست به اسلحه بردن بد است ، دست به شمشير بردن بد است ، ما طرفدار صلحيم ؟ ! بديهى است كه اين سخن مسخره است . حريف دارد با ما مىجنگد ، و ما با كسى كه به ما تهاجم كرده در حالى كه مىخواهد ما را بربايد نجنگيم و در واقع از خودمان دفاع نكنيم به بهانهء صلح ! اين صلح نيست ، تسليم است .

صلح غير از تسليم است

اينجا ما نمىتوانيم بگوييم ما چون طرفدار صلحيم با اين جنگ مخالفيم . اين معنايش اين است كه ما طرفدار ذلت هستيم ، طرفدار تسليم هستيم . اشتباه نشود ، ايندو با يكديگر از زمين تا آسمان متفاوتند . صلح معنايش همزيستى شرافتمندانه است ؛ اما اين ، همزيستى شرافتمندانه نيست ، همزيستىاى است كه از يك طرف عين بىشرفى است ، بلكه از دو طرف عين بىشرفى است ؛ از آن طرف بىشرفى تجاوزگرى ، و از اين طرف بىشرفى تسليم شدن در مقابل ظلم .