تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
جريان بر خلاف عادت مألوف ميسر نيست . بنابراين شجاعت عقلى و ادبى ضرورت مىيابد و شيخ با شجاعتى كه مخصوص شخصيتهاى برجسته‌اى از طراز خود اوست با نوشتن كتاب مبسوط چنين گامى را برمىدارد و فقه و اجتهاد شيعه را وارد مرحله جديدى مىكند . شيخ با اين عمل خود اولًا ثابت كرد كه از ضميرى آگاه برخوردار است و نياز عصر خويش را درك مىكند . ثانياً ثابت كرد كه از موهبت شجاعت عقلى و ادبى بهره‌مند است . او از كسانى نيست كه فقط نياز را احساس كند ولى جرئت اقدام را نداشته باشد . باجرئت و جسارتى كم نظير اين گام خطير را برمىدارد . ثالثاً ثابت كرد كه اجتهاد و تفريع و طرح مسائل جديد و جوابگويى به آنها مشروط به اين نيست كه فقه اسلامى را كوتاه و نارسا فرض كنيم و دست به دامن قياس و رأى بشويم . ثابت كرد كه كليات و اصول اسلامى ، نوعى است كه كاملًا ممكن و مقدور است در چهارچوب همان كليات فروع تازه رسيده را جوابگويى كرد . هنر شيخ در اين است كه نه مانند جامدان و متقشران از پاسخگويى به نيازهاى عصر خود شانه خالى كرد و نه مانند متهوّران و بىپروايان رأى و گمان شخصى را جانشين تشريع اسلامى كرد ؛ و اين است انتظار اسلام از علماى واقعى امت .

بهره و سهم ما

قرن ما يعنى قرن چهارده هجرى از نظر فقه و مقررات اسلامى قرن يك فاجعه است ، يك فاجعه كم نظير . در اين قرن ما شاهد قربانى شدن مقررات اسلامى در مقابل مقررات اروپايى مىباشيم . سنگرها را پى درپى از دست فقه اسلامى مىگيرند . در مسائل قضائى ، در مسائل مدنى ، در مسائل خانوادگى ، در مسائل جزائى و در ساير مسائل تدريجاً مقررات ناقص اروپايى جانشين مقررات اسلامى مىگردد . امروز عملًا جز مقررات عبادى در انحصار اسلام نمانده است ، ساير مقررات يا انحصاراً غير اسلامى است و يا مخلوطى است از مقررات اسلامى و غير اسلامى ، چرا ؟ . اگر از مقلدان و فرنگى مآبان بپرسيم جواب آماده‌اى پيش خود دارند ، مىگويند : قرن بيستم است و مقررات قديم مناسب با اين قرن نيست ، مقررات