تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
قبل از شيعه كتاب جامع در مسائل اصولى تأليف كردند .

اجتهاد و حريت

مستشرقين نوعاً اجتهاد را نوعى حريت تلقى مىكنند ، و اتفاقاً همچنين است ، اجتهاد نوعى حريت است . ولى آنها از اين كلمه حق ، باطل را اراده مىكنند ، مقصودشان از حريت اين است كه مجتهدان خود را محدود ومقيد به آنچه از ناحيه كتاب و سنت رسيده نمىدانند و از تقيد به حدود كتاب و سنت آزادند ! مستشرقين روح اعتزال را در مقابل روح اشعريت نيز به عنوان حريت به همين معنى كه گفته شد توجيه مىكنند . آنهاچنين وانمود مىكنند كه اسلام مساوى است با عقايد و افكار اشعرى ، ولى در اين ميان گروهى روشنفكر ( معتزله ) پيدا شدند كه خود را از قيد تعبد به كتاب و سنت آزاد كردند . مجتهدان نيز در مقابل ظاهريون گروهى ديگر از احرار بودند . اين گونه تفسير از اجتهاد يا اعتزال ، دروغ و بهتان محض است . اجتهاد در فقه و اعتزال در كلام البته نوعى حريت است ولى حريت از جمود و تقشر . تاريخ گواه است كه مجتهدان و معتقدان به حق عقل در فقه يا كلام كه به حق بايد آنها را « احرار » ناميد از مؤمن‌ترين و باتسليم‌ترين و باتقواترين و مخلص‌ترين علماى اسلامى بوده‌اند و هرگز ظاهريين و اشعريين از آنها مقيدتر به حفظ موازين اسلامى نبوده‌اند .

حريت شيخ طوسى

شيخ طوسى از اين گونه احرار است . سراسر وجود شيخ طوسى از ايمان اسلامى و شور اسلامى و علاقه به خدمت به اسلام موج مىزند . او يك دلباختهء سر از پا نشناخته است . ولى اين شور و ايمان و دلباختگى هرگز او را به سوى جمود و تقشر سوق نداده است . او با جامدان و قشريان نبرد كرده است . او اسلام را آنچنان كه شايسته است شناخته است و لهذا حق عقل را محترم شمرده است . شيخ طوسى با آنكه محدّثى عظيم الشأن است و كتاب تهذيب الاحكام و كتاب استبصار او بهترين دليل بر مدّعاست ، مسائل اصول دين را حق طلق عقل مىداند به اين معنى كه تعبد و تقليد را در اين مسائل جايز نمىشمرد . وى در عُدّة الاصول به
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 141 | مرتضى مطهرى