است جز در ميان طبقاتى كه به مقررات اخلاق كهن پابندند كمتر ديده مىشود ، جنگ اعصاب بيش از پيش رو به افزايش است و بالأخره آشفتگى روحى عجيبى محسوس و مشهود است .
گروهى مىخواهند اين عوارض را لازمهء قهرى انقلاب صنعتى جديد بدانند و راه برگشت را بدين وسيله ببندند ، در صورتى كه اينها ربط زيادى به زندگى صنعتى و ازميان رفتن زندگى كشاورزى ندارد ؛ اين عوارض ناشى از يك نوع به اصطلاح انقلاب فكرى است و افراد خاصى هستند كه مسؤوليت عمدهء اين بدبختى بشريت را دارند .
راسل در گفتار خود دچار تناقض گويىها مىگردد ؛ گاهى سخت از آزادى جنسى حمايت مىكند ( كه در بخشهاى پيش برخى عبارات او را نقل كرديم ) و گاهى اجباراً لزوم يك سلسله حدود و قيود اجتماعى را در اين زمينه مىپذيرد . ما براى اينكه سخن طولانى نشود از نقل و انتقاد آنها خوددارى مىكنيم .
حقيقت اين است كه اشباع غريزه و سركوب نكردن آن يك مطلب است و آزادى جنسى و رفع مقررات و موازين اخلاقى مطلب ديگر . اشباع غريزه با رعايت اصل عفت و تقوا منافى نيست ، بلكه تنها در سايهء عفت و تقواست كه مىتوان غريزه را به حد كافى اشباع كرد و جلو هيجانهاى بى جا و ناراحتيها و احساس محروميتها و سركوب شدنهاى ناشى از آن هيجانها را گرفت . به عبارت ديگر پرورش دادن استعدادها غير از پردادن به هوسها و آرزوهاى پايان ناپذير است .
يكى از مختصات و امتيازات انسان از حيوانات اين است كه دو نوع ميل و تمنا در بشر ممكن است پيدا شود : تمناهاى صادق ، تمناهاى كاذب . تمناهاى صادق همانهاست كه مقتضاى طبيعت اصلى است . در وجود هر انسانى طبيعتِ ميل به صيانت ذات ، به قدرت و تسلط ، به امور جنسى ، به غذا خوردن و امثال اينها هست .
هريك از اين ميلها هدف و حكمتى دارد . بعلاوه ، همهء اينها محدودند ولى همهء اينها ممكن است زمينهء يك تمناى كاذب واقع شوند . اشتهاى كاذبى كه افراد در مورد خوردنيها پيدا مىكنند مشهور و معروف همه است .
در بعضى از ميلها و غرايز ( كه غريزهء جنسى از آنهاست ) اين تمنا غالباً به صورت يك عطش روحى درمىآيد ، يعنى قناعت و پايان پذيرى را در آن راه نيست .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 659
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٥٩