تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢

رشد شخصيت از نظر غريزهء جنسى

يكى از مسائل مهم اخلاق جنسى مسألهء عشق است . چنان كه مىدانيم فلاسفه از قديم الايام براى عشق فصل مخصوصى باز كرده و به بررسى ماهيت آن پرداخته‌اند . ابن سينا رسالهء مخصوصى در عشق فراهم آورده است . عرفا عشق را در همهء اشياء ، سارى و عشق انسان به انسان را مظهر آن حقيقت كلى دانسته‌اند . شعراى اهل ادب با آنكه شهوت را امرى حيوانى و پست شمرده‌اند ، عشق را ستايش كرده و به آن افتخار كرده‌اند ، تا آنجا كه مقايسهء عقل و عشق و ترجيح عشق بر عقل بخشى از ادبيات ما را تشكيل مىدهد . عشقى كه مورد ستايش واقع شده و از غيرمقولهء شهوت دانسته شده است تنها عشق الهى نيست ؛ حتى عشق انسان به انسان نيز در بعضى از اقسامش امرى شريف و خارج از مقولهء شهوت معرفى شده است . نقطهء مقابل اين عده افرادى بوده و هستند كه عشق را چه از لحاظ مبدأ و چه از لحاظ كيفيت و چه از لحاظ هدف ، جز حدّت و شدّت غريزهء جنسى نمىدانند و به عشق مقدس ايمان و اعتراف ندارند . از نظر اين عده استعمال عشق در مورد خداوند نيز خارج از نزاكت و ادب و عبوديت است . از نظر دستهء اول عشق تقسيماتى دارد ؛ يكى از اقسام آن عشق انسان به انسان است . اين عشق نيز به نوبهء خود بر دو قسم است : جسمانى و نفسانى ( و به تعبير ديگر : حيوانى و انسانى ) . ولى از نظر دستهء دوم عشق تقسيمات و اقسامى ندارد ، هرچه هست همان شهوت است و بس . امروز در ميان بعضى از فلاسفهء جديد عقيدهء سومى پيدا شده است . از نظر اين عده ريشهء همهء عشقها امر جنسى است ولى همين امر جنسى در شرايط خاصى تدريجاً تغيير شكل مىدهد و خاصيت جنسى و شهوانى خود را از دست مىدهد و جنبهء روحى و معنوى به خود مىگيرد . اين عده به دوگونگى عشق قائل هستند ، اما به معنى دوگونگى از لحاظ حالت و كيفيت و هدف و آثار ، نه دوگونگى از لحاظ ريشه و مبدأ . از نظر اين عده جاى تعجب نيست كه يك امر مادى شكل معنوى به خود بگيرد ، زيرا ميان ماديات و معنويات آنچنان ديوار غيرقابل عبورى وجود ندارد و به قول يكى از اهل نظر : « هر امر معنوى ،
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 662 | مرتضى مطهرى