تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
معرفى شد . فريادها بلند شد : محدوديتها را برداريد تا ريشهء مردم آزارى و كينه‌ها و عداوتها كنده شود ؛ عفت را از ميان برداريد تا دلها آرام بگيرد و نظم اجتماعى برقرار گردد ؛ آزادى مطلق اعلام كنيد تا بيماريهاى روانى رخت بربندد . بديهى است اينچنين فرضيهء به ظاهر شيرين و دلپذيرى به عنوان اصلاح مفاسد اخلاقى و اجتماعى ، طرفداران زيادى خصوصاً در ميان جوانان مجرد پيدا مىكند . ما در كشور خودمان مىبينيم چه كسانى از آن طرفدارى مىكنند . چه از اين بهتر كه خود را دراختيار دل ، و دل را دراختيار هوس قرار دهيم و درعين حال عمل ما اخلاقى و انسانى شمرده شود و نام ما در ليست محصلين اخلاقى اجتماعى قرار گيرد ؛ هم فال است و هم تماشا ، هم كامجويى است و هم خدمت به نوع ، هم تن پرورى است و هم اصلاح نفس ، هم شهوت است و هم اخلاق ؛ بى شباهت به عشق مجازى كه در ميان برخى از متصوّف مآبان خودمان معمول بوده نيست ؛ چه از اين بهتر كه آدمى از مصاحبت شاهدى زيباروى بهره‌مند گردد و اين كار او سلوك الى اللَّه شمرده شود ! . نتيجه چه شد ؟ از اول معلوم بود . آيا بيماريهاى روانى معدوم شد ؟ آرامش روحى جاى اضطراب و دلهره را گرفت ؟ خير ، متأسفانه نتيجهء معكوس بخشيد ؛ بدبختى بر بدبختيهاى پيشين افزود ، تا آنجا كه بعضى از پيشقدمان آزادى جنسى كه تيزهوش‌تر بودند سخن خود را به صورت تفسير و تأويل پس گرفتند ، گفتند از حدود [ و ] مقررات اجتماعى چاره‌اى نيست ؛ غريزه را از تمتعات جنسى نمىتوان به طوركلى ارضاء و اشباع كرد ، بايد ذهن را متوجه مسائل عالى هنرى و فكرى كرد و غريزه را به‌طور [ غير ] مستقيم به سوى اين امور هدايت نمود . فرويد يكى از اين افراد است . اخلاقى كه امثال راسل از آن تبليغ مىكنند و نام آن را « اخلاق نوين » گذاشته‌اند همان است كه ثمره‌اش آشفتگى بيش از پيش غرايز و تمايلات است و بر خلاف مدعاى آنها كه اخلاق كهن را متهم به آشفته ساختن روح مىكنند سيستم اخلاقى خود آنها سزاوار اين اتهام است . امروز پديده‌هاى اجتماعى خاصى و به عبارت ديگر مشكلات اجتماعى مخصوصى پيدا شده كه افكار علماى اجتماع را به خود مشغول داشته است . در جامعهء امروز ، جوانان به‌طور محسوسى از ازدواج شانه خالى مىكنند ، حاملگى و زاييدن و بچه بزرگ كردن به صورت امر منفورى براى زنان درآمده است ، زنان به ادارهء امر خانه كمتر علاقه نشان مىدهند ، ازدواجهايى كه نمونهء وحدت روح