سعادت تمام قيود و حدود و ممنوعيتهاى اجتماعى را بشكنيم ؟ يا خير ، مقتضاى منطق و تعقل اين است كه با سنن و خرافاتى مبتنى بر پليدى علاقهء جنسى مبارزه كنيم و در عين حال موجبات طغيان و عصيان و ناراحتى غريزه را به نام « آزادى » و « پرورش آزادانه » فراهم نكنيم .
طرفداران اخلاق جنسى نوين نظرات خود را بر سه اصل مبتنى كردهاند :
1 . آزادى هر كسى تا آنجا كه مخل به آزادى ديگران نباشد بايد محفوظ بماند .
2 . سعادت بشر در گرو پرورش تمام استعدادهايى است كه در وجود وى نهاده شده است . خودپرستى و بيماريهاى ناشى از آن مربوط به آشفتگى غرايز است . آشفتگى غرايز از آنجا ناشى مىشود كه ميان غرايز تبعيض شود ، بعضى ارضاء و اشباع و بعضى ديگر همچنان ارضاء نشده باقى بمانند . عليهذا براى اينكه انسان به سعادت زندگى نائل آيد بايد تمام استعدادهاى او را متساوياً پرورش و توسعه داد .
3 . رغبت بشر به يك چيز ، در اثر اقناع و اشباع كاهش مىيابد و در اثر امساك و منع فزونى مىگيرد . براى اينكه بشر را از توجه دائم به امور جنسى و عوارض ناشى از آن منصرف كنيم ، يگانه راه صحيح آن است كه هرگونه قيد و ممنوعيتى را از جلو پايش برداريم و به او آزادى بدهيم . شرارتها و كينه هاو انتقامها همه ناشى از اخلاق خشن جنسى است .
اينهاست اصولى كه اخلاق نوين جنسى را بر آنها نهادهاند و ما بايد ان شاء اللَّه مواد پيشنهادى اين مكتب نوين را با بحث و تحقيق كافى در اصول سه گانهء فوق مورد بررسى قرار دهيم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 637
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٣٧