در آن نقاط دنيا نيز كه دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده است اديان و راهبانى بودهاند كه طرفدارى از تجرد مىكردهاند ، مانند اسنيتها در ميان يهوديان . . . و بدين طريق يك نهضت عمومى رياضت در دنياى قديم ايجاد شد . در يونان و روم متمدن نيز طريقهء كلبيون جاى طريقهء اپيكور را گرفت . . . افلاطونيان نو نيز به اندازهء كلبيون رياضت طلب بودهاند .
از ايران اين عقيده ( دكترين ) به سمت باختر پخش شد كه ماده عين تباهى است و به همراه آن اين اعتقاد به وجود آمد كه هرگونه رابطهء جنسى ناپاك است و اين عقيده با جزئى اصلاح ، اعتقاد كليساى مسيحيت محسوب گرديد . » « 1 »
اين عقيده قرنها وجدان انبوه عظيمى از افراد بشر را تحت نفوذ ترسآور و نفرتانگيز خود قرار داده و به عقيدهء روانكاوان نفوذ اين عقيده اختلالات روانى و بيماريهاى روحى فراوانى را موجب شده است كه از اين جهت مانند ندارد .
منشأ پيدايش اين گونه افكار و عقايد چيست ؟ چه چيز سبب مىشود كه بشر به علاقه و ميل طبيعى خود به چشم بدبينى بنگرد و در حقيقت جزئى از وجود خود را محكوم كند ؟ مطلبى است كه مورد تفسير متفكرين قرار گرفته است و ما اكنون درصدد كاوش در آن نيستيم ؛ مثلًا علل گوناگونى مىتوانند در گرايش بشر به اين گونه افكار و آراء دخيل باشند .
ظاهراً علت اينكه فكر پليدىِ « علاقه و آميزش جنسى » در ميان مسيحيان تا اين حد اوج گرفت ، تفسيرى بود كه از به دو تشكيل كليسا از طرف كليسا براى مجرد زيستن حضرت عيسى مسيح صورت گرفت . گفته شد علت اينكه مسيح تا آخر مجرد زيست ، پليدى ذاتى اين عمل است و به همين جهت روحانيين و مقدسين مسيحى شرط وصول به مقامات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدت عمر دانستند و « پاپ » از ميان اينچنين افرادى انتخاب مىشود . به عقيدهء ارباب كليسا تقوا ايجاب مىكند كه انسان از ازدواج خوددارى كند . راسل مىگويد :
« در رسالات قدّيسين به دو يا سه توصيف زيبا از ازدواج برمىخوريم ، ولى در
هامش
( 1 ) . زناشويى و اخلاق ، ص 25 و 26