اما فقهاى متأخر و معاصر غالباً در اين دو مسأله از اظهارنظر صريح در رسالههاى عمليّه خوددارى كردهاند و معمولًا طريق احتياط مىپويند .
در ميان علماى متأخر و معاصر ، حضرت آية اللَّه حكيم دامت بركاته در رسالهء منهاج الصالحين چاپ نهم ، كتاب النكاح ، مسألهء سوم ، فتواى صريح دارند و وجه و كفين را صريحاً استثنا مىكنند . ايشان مىفرمايند :
« جايز است نظر به كسى كه قصد تزويج او را دارد . همچنين جايز است نظر به زنان اهل ذمّه - به شرط عدم تلذّذ - و همچنين زنان بىپروا كه نهى آنها اثر ندارد - به شرط عدم تلذّذ - و همچنين زنانى كه به وجهى محرم مىباشند . و نظر به غير اينها حرام است مگر بر چهره و دو دست تا مچ ، آن هم به شرط عدم تلذّذ . »
حس احتياط
بى گمان حس احتياط يكى از موجبات پرهيز از فتواى به جواز نظر و عدم لزوم پوشش است . هر كسى در وجدان خود مىداند كه دو خصيصه يكى در مرد و يكى در زن وجود دارد . در زن علاقهء شديد به تبرّج و خودآرايى و خودنمايى ، و در مرد هوس چشم چرانى و نظربازى . به قول مجلهء توفيق : اينكه شعرا زن را به « سرو » تشبيه كردهاند نه از جهت اعتدال قامت است بلكه از اين جهت است كه زن مانند سرو تابستان و زمستان ندارد ، زمستان و تابستان برهنه و عريان بيرون مىآيد و از آسيب سرما باكش نيست .
در مورد صفت خودنمايى زنان و خصيصهء چشم چرانى مردان ، ويل دورانت مىنويسد :
« در ميان اعمال انسانى عجيبتر از اين نيست كه مردان پيرانه سر به دنبال زنان بيفتند و زنان تا دم گور آمادهء معشوق شدن و محبوب بودن باشند . در رفتار انسانى امرى پايدارتر و ثابتتر از نگاه مردان به زنان نيست . ببين اين جانور مكّار چگونه مراقب شكار خويش است در حالى كه خود را به خواندن روزنامه مشغول داشته است . گوش به گفتارش فرادار و ببين كه چگونه دربارهء صيد جاودانى اوست . خيال و تصورش را در نظر آر كه چگونه پروانه وار به دور شمع مىچرخد ، چرا ؟ اين امر