در عين حال اگر ابو ايّوب زنش را طلاق مىداد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نمىفرمود كه اين طلاق باطل است .
رمز اين مطلب چيست ؟ آيا ممكن است چيزى به قدر يك حرام ، مبغوض و ناپسند باشد ولى در عين حال مباح باشد ؟ .
بلى ، ممكن است چيزى به قدر يك حرام و بيش از بسيارى از حرامها مبغوض باشد ولى به خاطر مصلحتى تحريم نشود .
رمز اين مسأله در باب طلاق اين است كه اسلام نمىخواهد بناى ازدواج را بر اجبار و الزام بگذارد ، و نبايد . مرد بايد حامى و علاقهمند به زن باشد و زن بايد در شكل يك محبوب در خانه بماند ؛ يعنى اساس كانون خانوادگى محبت است .
عشق و علاقه اجباربردار نيست . صحيح نيست كه قانون بخواهد زن را به زور به شوهرش بچسباند . وقتى علاقهء بين زن و شوهر وجود نداشته باشد طبعاً زيربناى كانون خانوادگى از ميان رفته است ؛ مخصوصاً اگر تنفر از ناحيهء مرد باشد ، زيرا سررشتهء عُلْقهء خانوادگى در جانب مرد است و اگر مرد علاقهمند باشد زن طبق طبيعت خودش كه مىخواهد او را دوست بدارند علاقهمند مىشود . زن به محبوب داشتن اهميت نمىدهد ، به محبوب بودن اهميت مىدهد ؛ يعنى زن آن مردى را دوست مىدارد كه او را دوست بدارد ؛ مردى محبوب اوست كه او محبوب آن مرد باشد . لهذا كليد علقهء خانوادگى در دست مرد است و همين كه علاقهء مرد از بين رفت كانون خانوادگى بهطور طبيعى منحلّ است . چنين كانونى را كه بايد بر محبت و علاقه و صميميت استوار باشد نمىشود با زور و اجبار قانونى نگهدارى كرد . زن مانند نوكر يا كارگر نيست كه قانون اجبارى بتواند او را در محل كارش على رغم صاحب كار نگهدارى كند .
اسلام تدابيرى انديشيده است كه دلسردى و بىمهرى بين زوجين پيش نيايد و مرد از روى شوق و رغبت پروانه وار به دور شمع وجود همسرش بچرخد . اما اگر موجبات نارضايى و جدايى فراهم شد و مرد خواست همسرش را طلاق بدهد ، اسلام اين كار را بسيار زشت مىداند ولى مانع آن هم نمىشود زيرا ديگر چارهاى نيست .
اين يك نمونهء روشنى از مباحهاى اقتضائى است .
غالب استثناهاى باب حجاب از همين قبيل است ، خواه استثناهايى كه در باب محارم است يا استثناهايى كه از لحاظ مقدار پوشش است . لهذا در مورد محارم ( غيرشوهر ) هرقدر زن پوشيدهتر باشد بهتر است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 529
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٢٩