تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
است نه عطش روحى . بدين نكته بايد توجه كرد كه آزادى در مسائل جنسى سبب شعله‌ور شدن شهوات به صورت حرص و آز مىگردد ، از نوع حرص و آزهايى كه در صاحبان حرمسراهاى رومى و ايرانى و عرب سراغ داريم . ولى ممنوعيت و حريم ، نيروى عشق و تغزّل و تخيّل را به صورت يك احساس عالى و رقيق و لطيف و انسانى تحريك مىكند و رشد مىدهد و تنها در اين هنگام است كه مبدأ و منشأ خلق هنرها و ابداعها و فلسفه‌ها مىگردد . ميان آنچه « عشق » ناميده مىشود و به قول ابن سينا « عشق عفيف » و آنچه به صورت هوس و حرص و آز و حس تملك در مىآيد - با اينكه هر دو روحى و پايان ناپذير است - تفاوت بسيار است . عشق ، عميق و متمركزكنندهء نيروها و يگانه پرست است و اما هوس ، سطحى و پخش كنندهء نيرو و متمايل به تنوع و هرزه صفت است . حاجتهاى طبيعى بر دو قسم است . يك نوع حاجتهاى محدود و سطحى است ؛ مثل خوردن ، خوابيدن . در اين نوع از حاجتها همين كه ظرفيت غريزه اشباع و حاجت جسمانى مرتفع گردد ، رغبت انسان هم از بين مىرود و حتى ممكن است به تنفر و انزجار مبدل گردد . ولى يك نوع ديگر از نيازهاى طبيعى ، عميق و درياصفت و هيجان پذير است مانند پول پرستى و جاه طلبى . غريزهء جنسى داراى دو جنبه است . از نظر حرارت جسمى از نوع اول است ولى از نظر تمايل روحى دو جنس به يكديگر چنين نيست . براى روشن شدن ، مقايسه‌اى به عمل مىآوريم : هر جامعه‌اى از لحاظ خوراك يك مقدار معين تقاضا دارد ؛ يعنى اگر كشورى مثلًا بيست ميليون جمعيت داشته باشد مصرف خوراكى آنها معين است كه كمتر از آن نبايد باشد و زيادتر هم اگر باشد نمىتوانند مصرف كنند . فرضاً اگر گندم زياد داشته باشند به دريا مىريزند . دربارهء اين جامعه اگر بپرسيم مصرف خوراك آن در سال چقدر است ، جواب مقدار مشخصى خواهد بود . ولى اگر دربارهء يك جامعه بپرسيم كه از نظر علاقهء افراد به پول چقدر احتياج به ثروت هست ؟ يعنى چقدر پول لازم دارد تا حس پول پرستى همهء افراد آن را اشباع كند به طورى كه اگر باز هم بخواهيم به آنها پول بدهيم بگويند ديگر سير شده‌ايم ، ميل نداريم و نمىتوانيم بگيريم ، جواب اين است كه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 457 | مرتضى مطهرى