هزار سال به علت جويدن برگ درخت غار در ظلمات خارجى ( دوزخ ) به سر برد .
هيچ وقت مرا از جويدن برگ غار نهى نكردهاند و من هم تاكنون برگ چنين درختى را نجويدهام ولى به « امپد كل » تلقين شده بود كه نبايد اين كار را بكند و او هم برگ درخت غار را جويد . » .
سپس در جواب اين سؤال كه « آيا شما عقيده داريد انتشار موضوعهاى منافى عفّت علاقهء مردم را به آنها زياد نمىكند ؟ » جواب مىدهد :
« علاقهء مردم نسبت بدانها نقصان مىيابد . فرض كنيد چاپ و انتشار كارت پستالهاى منافى عفت مجاز و آزاد گردد . اگر چنين چيزى بشود اين اوراق براى مدت يك سال يا دو سال مورد استقبال واقع شده سپس مردم از آن خسته مىشوند و ديگر كسى حتى به آنها نگاه هم نخواهد كرد . » .
پاسخ اين ايراد اين است كه درست است كه ناكامى ، بالخصوص ناكامى جنسى ، عوارض وخيم و ناگوارى دارد و مبارزه با اقتضاى غرايز در حدودى كه مورد نياز طبيعت است غلط است ، ولى برداشتن قيود اجتماعى مشكل را حل نمىكند بلكه بر آن مىافزايد .
در مورد غريزهء جنسى و برخى غرايز ديگر برداشتن قيود ، عشق به مفهوم واقعى را مىميراند ولى طبيعت را هرزه و بىبند و بار مىكند . در اين مورد هرچه عرضه بيشتر گردد هوس و ميل به تنوع افزايش مىيابد .
اينكه راسل مىگويد : « اگر پخش عكسهاى منافى عفت مجاز بشود پس از مدتى مردم خسته خواهند شد و نگاه نخواهند كرد » دربارهء يك عكس بالخصوص و يك نوع بىعفتى بالخصوص صادق است ، ولى در مورد مطلق بىعفتىها صادق نيست يعنى از يك نوع خاص بىعفتى خستگى پيدا مىشود ولى نه بدين معنى كه تمايل به عفاف جانشين آن شود بلكه بدين معنى كه آتش و عطش روحى زبانه مىكشد و نوعى ديگر را تقاضا مىكند ؛ و اين تقاضاها هرگز تمام شدنى نيست .
خود راسل در كتاب زناشويى و اخلاق اعتراف مىكند كه عطش روحى در مسائل جنسى غير از حرارت جسمى است . آنچه با ارضاء تسكين مىيابد حرارت جسمى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 456
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٥٦