در سنن ابو داود جلد 2 صفحه 382 همين مطلب را ازامّ سلمه نقل مىكند با اين تفاوت كهامّ سلمه مىگويد :
« پس از آنكه آيهء سورهء احزاب (
يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ
) نازل شد زنان انصار چنين كردند . » .
« كنت گوبينو » در كتاب سه سال در ايران نيز معتقد است كه حجاب شديد دورهء ساسانى ، در دورهء اسلام در ميان ايرانيان باقى ماند . او معتقد است كه آنچه در ايران ساسانى بوده است تنها پوشيدگى زن نبوده است بلكه مخفى نگه داشتن زن بوده است .
مدعى است كه خودسرى موبدان و شاهزادگان آن دوره به قدرى بود كه اگر كسى زن خوشگلى در خانه داشت نمىگذاشت كسى از وجودش آگاه گردد و حتى الامكان او را پنهان مىكرد زيرا اگر معلوم مىشد كه چنين خانم خوشگلى در خانهاش هست ديگر مالك او و احياناً مالك جان خودش هم نبود .
« جواهر لعل نهرو » نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غيرمسلمان روم و ايران به جهان اسلام وارد شد . در كتاب نگاهى به تاريخ جهان جلد اول صفحه 328 ضمن ستايش از تمدن اسلامى به تغييراتى كه بعدها پيدا شد اشاره مىكند و از آن جمله مىگويد :
« يك تغيير بزرگ و تأسفآور نيز تدريجاً روى نمود و آن در وضع زنان بود . در ميان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت . زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ايشان زندگى نمىكردند بلكه در اماكن عمومى حضور مىيافتند ، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه مىرفتند و حتى خودشان به وعظ و خطابه مىپرداختند . اما عربها نيز بر اثر موفقيتها تدريجاً بيش از پيش رسمى را كه در دو امپراطورى مجاورشان يعنى امپراطورى روم شرقى و امپراطورى ايران وجود داشت اقتباس كردند . عربها امپراطورى روم را شكست دادند و به امپراطورى ايران پايان بخشيدند . اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند اين امپراطوريها گشتند . به قرارى كه نقل شده است مخصوصاً بر اثر نفوذ امپراطورى قسطنطنيه و ايران بود كه رسم جدايى زنان از مردان و پرده نشينى ايشان در ميان عربها رواج پيداكرد . تدريجاً سيستم « حرم » آغاز گرديد و مردها و زنها از هم جدا گشتند . »