مىرود » منظورش چيست ؟ .
آيا مقصود اين است كه علت رواج حجاب در ميان مسلمانان نيز مقررات خشنى است كه دربارهء زن حائض اجرا مىشود ؟ ! همه مىدانيم كه در اسلام چنين مقرراتى هرگز وجود نداشته است و ندارد . زن حائض در اسلام فقط از برخى عبادات واجب نظير نماز و روزه معاف است و همخوابگى با او نيز در مدت عادت زنانگى جايز نيست ، ولى زن حائض از نظر معاشرت با ديگران هيچ گونه ممنوعيتى ندارد كه عملًا مجبور به گوشه نشينى شود .
و اگر مقصود اين است كه حجاب رايج ميان مسلمانان عادتى است كه از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرد ، باز هم سخن نادرستى است ، زيرا قبل از اينكه ايرانيان مسلمان شوند آيات مربوط به حجاب نازل شده است .
از سخنان ديگر ويل دورانت هر دو مطلب فهميده مىشود يعنى هم مدعى است كه حجاب به وسيلهء ايرانيان پس از مسلمانان شدنشان در ميان مسلمانان رواج يافت و هم مدعى است كه ترك همخوابگى با زن حائض ، در حجاب زنان مسلمان و لااقل در گوشه گيرى آنان مؤثر بوده است .
در جلد 11 صفحهء 112 ( ترجمهء فارسى ) مىگويد :
« ارتباط عرب با ايران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام بود . عربان از دلفريبى زن بيم داشتند و پيوسته دلباختهء آن بودند و نفوذ طبيعى وى را با ترديد معمولى مردان دربارهء عفاف و فضيلت زن تلافى مىكردند . عمر به قوم خود مىگفت : با زنان مشورت كنند و خلاف رأى ايشان رفتار كنند . ولى به قرن اول هجرى مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند ، مردان و زنان با يكديگر ملاقات مىكردند و در كوچهها پهلو به پهلوى مىرفتند و در مسجد با هم نماز مىكردند .
حجاب و خواجه دارى در ايام وليد دوم ( 126 - 127 هجرى ) معمول شد .
گوشه گيرى زنان از آنجا پديد آمد كه در ايام حيض و نفاس بر مردان حرام بودند . » .
در صفحهء 111 مىگويد :
« پيمبر از پوشيدن جامهء گشاد نهى كرده بود ، اما بعضى عربان اين دستور را نديده
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 387
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٨٧