تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
« در اجتماعات ابتدايى ، زنان به سرعت پير مىشوند و به همين جهت خود غالباً مردان را به زناشويى جديد تشويق مىكردند تا بتوانند مدت درازترى غذاى كودكان خود را تأمين كنند و در عين حال فاصلهء ميان دوره‌هاى حمل خود را طولانىتر سازند بىآنكه از ميل مردان در توليد نسل و دفع شهوت خود چيزى بكاهند . غالباً ديده شده كه زن اول ، شوهر خود را ترغيب مىكرده است تا زن تازه بگيرد كه كار او سبكتر شود و زن تازه براى خانواده اطفال ديگرى بياورد و بهره بردارى و ثروت زيادتر شود . » . بدون شك بيمارى ماهانهء زن و همچنين خستگى او از فرزند زادن ، زن و مرد را از لحاظ امر جنسى در وضع نامشابهى قرار مىدهد و سبب مىگردد كه مرد كم و بيش رو به سوى زن ديگر بياورد . اما هيچ يك از دو علت بالا به تنهايى موجب رسم تعدد زوجات نمىشود ، مگر آنكه يك مانع اخلاقى يا اجتماعى براى مرد وجود داشته باشد كه نتواند هوس خود را با معشوقه گيرى و زن بازى آزاد تسكين دهد . پس هر يك از دو عامل فوق هر زمان دخالت داشته‌اند ، در زمينه‌اى بوده كه مرد آزادى كامل در هوسبازى نداشته است .

محدود بودن دورهء فرزندزايى زن

به عقيدهء بعضى محدود بودن سن زن از نظر توليد فرزند بر خلاف مرد ، و رسيدن او به سن « يائسگى » يكى از علل پيدايش رسم تعدد زوجات بوده است . احياناً زنى به اين سن مىرسيده است در حالى كه به قدر كافى براى مرد فرزند نياورده بوده است يا فرزندان قبلى تلف شده بودند . ميل مرد به داشتن فرزند بعلاوهء عدم ميل او به طلاق زن اول سبب شده كه مرد به دنبال زن دوم يا سوم برود ، همچنانكه نازا بودن زن اول عامل ديگرى براى روآوردن مرد به ازدواج ثانوى بوده است .

عوامل اقتصادى

براى تعدد زوجات ريشه‌هاى اقتصادى نيز ذكر كرده‌اند و گفته‌اند در دوران قديم بر خلاف امروز ، زن و فرزند زياد از لحاظ اقتصادى به نفع مرد بوده است . مرد از زنان و