حرمسرا دارى مورد انتقاد قرار مىدهند و آن را مايهء سرافكندگى مشرق زمين در مقابل مغرب زمين مىشمارند ، بدانند كه آنچه در مشرق زمين وجود داشته با همهء معايب و جنبههاى ننگين آن ، نسبت به جرياناتى كه از اين نظر در مغرب زمين مىگذشته ، هزار درجه فضيلت دارد .
ويل دورانت در جلد 17 تاريخ تمدن فصلى دارد تحت عنوان « سستى اخلاق » .
در اين فصل وضع اخلاق عمومى را در ايتاليا در دورهء رنسانس شرح مىدهد . تمام اين فصل كه در يازده قسمت ذكر شده خواندنى است . من خلاصهاى از آنچه تحت عنوان « اخلاق در روابط جنسى » ضمن اين فصل آمده است نقل مىكنم .
ويل دورانت اول مقدمهء كوتاهى ذكر مىكند و مثل اينكه با اين مقدمه قبلًا مىخواهد معذرت خواهى كرده باشد .
مقدمتاً چنين مىگويد :
« حال با پرداختن به اخلاقيات مردم غيرروحانى و با آغاز از روابط جنسى ، بايد نخست متذكر شويم كه مرد ذاتاً طبيعت چندهمسرى دارد و فقط نيرومندترين قيود اخلاقى ، ميزان مناسبى از فقر و كار سخت و نظارت دائمى زوجه مىتواند يك همسرى را به او تحميل كند . » .
آنگاه به اصل مطلب پرداخته مىگويد :
« معلوم نيست زناى محصنه در قرون وسطى كمتر بوده است تا رنسانس ، و همان گونه كه در قرون وسطى زنا با بهادرى تلطيف مىشد به همان طريق در دورهء رنسانس در ميان طبقات تحصيل كرده با آرمانى ساختن ظرافت و سحرآميزى روحى زن تربيت شده نرمش مىيافت . . . دختران خانوادههاى اصيل تا حدى از مردانى كه با خاندان خودشان تعلق نداشتند نسبتاً مجزا نگه داشته مىشدند . مزاياى عفت پيش از زناشويى جداً به آنان تعليم داده مىشد . گاه اين تعليم چنان مؤثر مىافتاد كه بنا به روايت ، زن جوانى پس از تجاوزى كه به ناموسش شد خود را در آب غرق كرد . آن زن بىشك منحصر به فرد بوده است ، زيرا پس از مرگ او اسقفى درصدد برآمد تا مجسمهاى از او برپا كند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 319
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣١٩